تبلیغات
طرح تمدن فردا - دولتی ترین اعتراض مدنی، غیر مدنی ترین واکنش دولتی

جستجو

 

دولتی ترین اعتراض مدنی، غیر مدنی ترین واکنش دولتی

یکشنبه 5 آبان 1392   05:02 ب.ظ

«جامعه مدنی نداریم». ماجرای بیلبوردهای صداقت آمریکایی بار دیگر این حقیقت تلخ را اثبات کرد. روشنفکران اصلاح طلب اگرچه خوشبختانه از فهم این مسئله بدیهی عاجز نبوده اند اما کاری فراتر از دو دهه قلم فرسایی برای اثبات بدیهیات از آن ها ساخته نبوده است. در آن سوی میدان نیز آنان که «نخبگان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» نامیده می شوند، جامعه مدنی در نظرشان چیزی به قباحت شراب و آلت قمار است و صرفا بدین دلیل که روزگاری روشنفکران اصلاح طلب از مفهوم جامعه مدنی برای تضعیف حاکمیت بهره جسته اند، خود را از این «عین النجس مدرن» برحزر می دارند. مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد و این چنین است که جریان موسوم به نخبگان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی از هر چه وابسته تر کردن مردم به حاکمیت و عقیم کردن هر جنبش مدنی استقبال می کنند و آن را در شمار فضیلت های انقلابی شان می دانند. بر اساس تصور این جریان، چنین رویکردی منجر به تثبیت امنیت نظام خواهد شد اما مسلما «امنیت» با «توهم امنیت» متفاوت است.

«نخبگان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» طبق معمول بین آرمان هایشان با واقعیت های موجود شکافی عمیق و تناقضی جدی مشاهده می کنند. بیلبوردهای صداقت آمریکایی مثالی واضح از این مسئله است. این جریان که امروز با به قدرت رسیدن کاندیدای حداقلی روشنفکران اصلاح طلب در به دست آوردن قدرت دولتی ناکام مانده، موج همزیستی مسالمت آمیز با نظام سلطه را بر نمی تابد. این جریان در عین حال بالاخره پس از 3 دهه فهمیده است که عربده کشی، خشونت طلبی و به هم ریختن کافه در عرصه سیاست اگر رذیلت نباشد، قطعا فضیلت نیست؛ لااقل از منظر افکار عمومی که چنین است. مواردی مانند پرتاب لنگه کفش به سوی رئیس جمهور و کوبیدن مشت روی خودروهای دولتی در فرودگاه مهرآباد را نیز باید استثناء قلمداد کرد. رسوب این دریافت در ذهن نیروهایی که نام حزب اللهی را برای خود برگزیده اند، طبیعتا منجر به مدنی تر شدن کنش های سیاسی می شود. پس برای اعتراض به رویکرد همزیستی مسالمت آمیز با نظام سلطه و بالانس کردن میل فزاینده بخشی از گروه های سیاسی برای مذاکره با آمریکا راه های بهتر وایده هایی جدید تر متولد می شود. اینگونه است که به جای سوار کردن صورتک مقامات غربی روی کله شتر و گوسفند، بیلبوردهای صداقت آمریکایی در گوشه و کنار شهر برافراشته می شود.

دولتی ترین اعتراض مدنی، غیر مدنی ترین واکنش دولتی


چنین ایده ای در درون خود متضمن توجه به مولفه مدیریت افکار عمومی و انتقال پیام به شیوه های زیرپوستی است؛ هر چند اگر پیامِ بیلبوردهای صداقت آمریکایی را زیر «زیرپوستی» بدانیم، اصطلاح «گل درشت» معنای خود را از دست خواهد داد. هرچه باشد از حمله با تانک و نفربر به دیش های ماهواره بهتر است. اگرچه همین مقدار مَدنیزه شدن رفتارهای اصولگرایان نیز، جای امیدواری دارد اما چنین فرایندی نه از سر انتخاب آگاهانه بلکه محصول جبر و اقتضائات زمانه است و همچنان راهی دور و دراز تا رسیدن به آرمانگرایی مدنی و غیر دولتی باقی است.

دولتی ترین اعتراض مدنی، غیر مدنی ترین واکنش دولتی


طرفداران ایدئولوژیک انقلابی اسلامی در ایران از پایگاه اجتماعی بلامنازع و بسیار مستحکمی برخوردارند اما حداکثر فعالیت مدنی شان شرکت در نمازجمعه و تجمعات ترتیب داده شده به دعوت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی است. امروز این اراده میلیونها طرفدار انقلاب اسلامی نبود که بیلبوردها را بالا برد چه اینکه آن ها هرگز فرصت و آموزش های لازم را برای فعالیت مدنی محض نیافته اند، بلکه این نفوذ و تصمیم «سازمان فرهنگی اوج» منتسب به یک نهاد نظامی به عنوان بخشی از دولت ایران به مفهوم عام است که کارگر افتاده. و این چنین است که دولتی ترین اعتراض مدنی به همزیستی مسالمت آمیز با سلطه گران بروز پیدا می کند و با واکنش غیر مدنی دولت بنفش روبرو می شود.

عمر این اعتراض شبه مدنی اما به محض علنی شدن وابستگی های سازمان فرهنگی اوج توسط روزنامه های اصلاح طلب پایان می یابد تا بار دیگر ثابت شود همانطور که شتر سواری دولا دولا در عرصه رسانه غیر ممکن است و تاسیس و تامین مالی خبرگزاری ها، سایت ها و روزنامه های متعدد توسط نهادهای حاکمیتی به سرعت برملا و خود به یک معضل تبدیل می شود، گزینش پوشش هایی چون «سازمان فرهنگی اوج» برای فعالیت های مدنی نیز بیش از چند روز جواب نخواهد داد.

جالب آنکه رسانه های متکثر به اصطلاح انقلابی بلافاصله دو قطبی طرفداران «برافراشتن - پایین آوردن» بیلبوردها را سامان می دهند و به گونه ای حماسی همه نبرد های حق و باطل در طول تاریخ را در این رفت و برگشت خلاصه می کنند تا نشان دهند هنوز هم رسانه را نیاموخته اند. حالا پای بسیج شهرداری تهران هم به ماجرا باز شده و شبه رسانه های اصولگرا از بسیج شهرداری به مثابه یک قهرمان فداکار در برابر انفعال مسئولان شهرداری تهران تقدیر می کنند.

این ماجرا به مثابه تجربه ای ارزشمند فراروی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است. در این شرایط تنها باید امیدوار بود که این جریان بار دیگر شانس خود را برای تحقق شترسواری به شیوه مذکور نیازماید و به جای آن یک بار برای همیشه تکلیف خود را با جامعه مدنی مخاطب خود روشن کند. اصرار بر فلج کردن نیروهای اجتماعی که حتی در میان هواداران انقلاب اسلامی نیز خودی انگاشته می شوند، اگر خودزنی نباشد، لااقل دستاوردی نیز به دنبال نخواهد داشت. علاقه مندی افراطی به ایفای نقش «عقل منفصل» برای توده های انقلابی و GOD FATHER بازی بی حد وحصر، به جای تلاش برای رشد آنان، خطری بزرگ است. به خصوص که هرگاه دست توده های انقلابی باز گذاشته شده و فرصت انتخاب و کنش مستقل بدان ها داده شده است، شگفتی هایی تاریخ ساز آفریده اند.

روشنفکران اصلاح طلب، این حکومتی ترین اپوزیسیون های عالم، اکنون پس از 20 سال ور رفتن با بدیهیات، سَر آن دارند که به بهانه جنبش مدنی ضد تحریم، جامعه مدنی مد نظر خودر را خلق کنند و چه بهانه ای بهتر از این. نخبگان هوادار انقلاب اسلامی نباید فراموش کنند که جامعه مدنی، خبرگزاری نیست که با فشردن یک شاسی و جمع آوری مشتی جوان جویای کار و البته ریش دار، یک شبه سربرآورد. هر چند احتمالا بار دیگر دینامیزم ذاتی انقلاب اسلامی مانع از لنگ ماندن کمیت جمهوری اسلامی خواهد شد.

در این میان محمود احمدی نژادِ خارج از قدرت و میدان 72 نارمک به مثابه قلب جنبش مدنی عدالتخواهان ایرانی را نباید فراموش کرد. این آدرس جدیدی است که تازگی ها به گوش علاقمندان به فعالیت های مدنیِ محض و کاملا مستقل از نهادهای حاکمیتی خورده است. شاید بتوان یک بار برای همیشه برای آرمان ها انقلاب 57 فعالیت کرد بدون آنکه مغز منفصلی داشت یا به نهاد های حاکمیتی وابسته بود.


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری