تبلیغات
طرح تمدن فردا - به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

جستجو

 

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

سه شنبه 27 آبان 1393   05:17 ب.ظ

"چرا فقط یک مشت کم سواد حرف می زنند؟ چرا اساتید دانشگاه از توافق ژنو دفاع نمی کنند؟" از روزی که حسن روحانی در جمع اساتید دانشگاه این سخنان تحریک کننده را با عصبانیت و آن لحن معروفش بیان کرد، چند ماهی می گذرد. با این وجود انتظار حسن روحانی از دانشگاه محقق نشده است، بخشی از دانشگاه در برابر تحولات سیاست خارجی دولت یازدهم سکوت کرده و حاضر به دفاع از آن نیست، بخشی دیگر هم به آن معترض است. علی الحساب واکنش دانشجویان به عنوان نیروهای اجتماعی پیشرو به روند یک ساله مذاکرات هسته ای را باید در "سکوت و اعتراض" خلاصه کرد.

روز دوشنبه کمیته دانشجویی صیانت از منافع ایران سومین همایشش را با عنوان «منهای عزت، به اضافه تحریم» برگزار کرد. دانشجویان فعال در این کمیته پیش از این همایش های «دلواپسیم» و «خط قرمز» را با هدف دفاع از منافع ملت برگزار کرده و طعم تلخ حملات و اهانت های مقامات دولتی را مزه کرده بودند. در یک قلم، مقامات دولتی، نیروهای اجتماعی پیگیر منافع ملی را افراطی های بی سوادی نامیدند که بهتر است راهی جهنم شوند. شاید از نظر دولتی ها دانشجویِ تراز، دانشجویی است که سرش گرم اردوهای مختلط باشد و بعد از اتمام کلاس راهی کافی شاپ شود، نه دفتر تشکل دانشجویی. در هر صورت از دولتی که مشاور رئیس جمهورش سطح مجلس جمهوری اسلامی را پایین تر از آن می داند که در جریان مذاکرات هسته ای قرار بگیرد، نمی توان انتظار برخورد شایسته با جنبش دانشجویی داشت. تکمیل مثلث همایش های کمیته دانشجویی صیانت از منافع ایران نشان داد عزم دانشگاه برای دفاع از منافع ملی و نظارت بر مذاکرات هسته ای با وجود همه فشارها و اهانت ها جزم است، آن هم در شرایطی که مذاکرات محرمانه مسقط به تازگی پایان یافته و چیزی تا سوم آذر (پایان مهلت توافق موقت) باقی نمانده است.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

دندان قروچه و تکرار

تا پیش از قرائت کلام الله مجید حضار در موقعیت "آمپر چسباندن"، "به جوش آمدن خون" و "دندان قروچه" اند. آخر، اتاق فرمان فیلم اظهارات محمد جواد ظریف در شورای روابط خارجی آمریکا را روی پرده به نمایش درآورده است. سخنان ظریف برای همه تکراری است اما دیدن لحظاتی که وزیر خارجه جمهوی اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا را به برکناری خودش در صورت حاصل نشدن توافق و نیز بازگشت محمود احمدی نژاد تهدید می کند، شدیدا روی اعصاب است، آن هم در پاسخ به سوال هاله اسفندیاری.

قاری خوش صدا، مراسم را با قرائت آیه 51 سوره مبارکه مائده آغاز می کند. «یاأیها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود والنصارى أولیاء بعضهم أولیاء بعض ومن یتولهم منکم فإنه منهم إن الله لا یهدی القوم الظالمین». اتاق فرمان همزمان روی پرده ترجمه آیات را به نمایش در آورده است. حالا نوبت مجری است که روی سن بیاید. از گوشه و کنار شنیده می شود که او مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر است. می گوید: «فضای مذاکرات و مواضع آمریکایی ها حاکی از خطرات و تهدیدات بزرگی است که در صورت عدم هشیاری عواقب جبران ناپذیری در پی دارد و استقلال ایران در معرض تهدید است.» تحمل تپق های مجری که مجری نیست اما در عوض دانشجویی دغدغه مند است چندان سخت نیست. پس از بیان مقدمات نوبت به اعلام برنامه همایش رسیده است. «پخش پیام 3 استاد دانشگاه آمریکایی به کمیته صیانت از منافع ایران، سخنرانی سید حمید روحانی، سخنرانی امام جمعه مشهد و برگزاری میزگرد.» ملتفت می شویم که ساختار دو همایش قبلی قرار است تکرار شود و خبری از نوآوری نیست. شاید نیمه پر لیوان این باشد که حامد زمانی استثنائا جزو کنداکتور این برنامه انقلابی نیست. پیام های پروفسور رندی شورت، پروفسور آنتونی هارل و آرتور الیویر حاوی نکات بسیار مهمی درباره فضای حاکم بر آمریکاست. اولی تحلیلی دقیق ارائه می دهد از آنچه در انتخابات کنگره گذشته، دومی از این سخن می گوید که چشم همه مخالفان نظام سرمایه داری در سراسر جهان به انقلاب اسلامی است و ایران نباید آن ها را نا امید کند. پیام سومی هم به جهت تنگی وقت مجال چندانی برای پخش نمی یابد.

تار مویی لای درز سخنان «روحانی از نوع حمید»

"به گوش بتکده غیر از تبر نباید گفت" این آخرین مصرع شعری است که علی محمد مودب روی سن اجرایش می کند و نوبت می رسد به سید حمید روحانی، موسس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و نویسنده کتاب مهم نهضت امام خمینی (ره). روحانی سخنانش را با گریزی به عوامل شکل گیری «انحراف» در میان مسلمانان پس از رحلت پیامبر آغاز می کند؛ سخنانی که در آن کنایه های زیادی گنجانده شده، احتمالا به امید آنکه ضمیر، مرجعش را پیدا کند. «روحانی از نوع حمید» علل وقوع «انحراف» را اینچنین بر می شمارد: «اولین عامل، به کارگیری افراد مطرود و منحرف و بی اعتقاد به اسلام مثل معاویه، ولید و مروان حمار است. پیامبر (ص) در زمان حیاتش خواب دید که میمون ها از منبرش بالا می روند، لذا به مردم سفارش کرد اگر دیدید معاویه از منبر من بالا رفت، او را بکشید. دومین زمینه انحراف روی آوردن مسئولان به تجمل گرایی بود. در سفره معاویه ده ها مدل غذا وجود داشت. سومین عامل انحراف به کارگیری مشاورین مزدور، غیر مسلمان، اسلام آورده های تاکتیکی  و .. بود. چهارم؛ زمینه سازی برای تبدیل حکومت اسلامی به سلطنت موروثی. پنجم؛ تفاوت حرف و عمل مسئولان؛ مثلا ابوموسی اشعری که مردم را به ساده زیستی دعوت می کرد در یک سفر 30 شتر وسایلش را جابجا کردند. ششم؛ تسامح و تساهل در برخورد با احکام. هفتم؛ تعطیلی امر به معروف و نهی از منکر و ...» روایت روحانی از عوامل انحراف مسلمین پس از پیامبر دقیق و شنیدنی است، تنها مشکلش این است که نمی توان آن را بر یگانه منحرف عالم خلقت موسوم به محمود احمدی نژاد تطبیق داد. ویژگی ها و زمینه های انحرافی که روحانی بر می شمارد کمی تا قسمتی زیرآب رفتار سال های 90 تا 92 رفقایش در برخورد با دولت دهم را می زند.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

سخنان سید حمید روحانی در ادامه جالب تر هم می شود وقتی کتاب «ایران و جهانی شدن» محمود سریع القلم را از رو می خواند: «مسائلی در این کتاب مطرح شده که واقعا پشت هر آدم با غیرتی را می لرزاند. این کتابی است که مشاور آقای روحانی نوشته و خود رئیس جمهور محترم هم مقدمه آن را نوشته و مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص آن را منتشر کرده است. در این کتاب نکاتی آمده که مساله رابطه با آمریکا در برابر آن هیچ است، من نمی گویم هدف این کتاب نابود کردن اسلام است، اما مسائلی که در این کتاب آمده موجب اضمحلال استقلال ایران، به ذلت کشیده شدن ملت و حاکم شدن سرجوخه های آمریکایی بر ناموس ایرانی است، مساله این کتاب کنار زدن اصل اسلام است که امیدوارم هدف نویسنده این نباشد. در صفحه 136 این کتاب آمده است: "واقعیت این است که اگر جمهوری اسلامی بخواهد اسلامی رفتار کند و اسلام را مبنای تصمیم گیری قرار دهد مسلم است که نمی تواند با جهانی که بر مبنای سرمایه داری و قدرت نظامی اداره می شود، همکاری مناسب و راهبردی داشته باشد. تفکر اسلامی با سرمایه داری و نظم نوین جهانی بسیار مشکل دارد. اگر کسی بخواهد به اصول و مقررات اسلامی عمل کند طبعا نمی تواند با غرب همزیستی مسالمت آمیز داشته باشدو قانون اساسی جمهوری اسلامی با نظم جهانی و ماتریس قدرت در جهان اختلاف اساسی دارد و در تضاد اصولی است. پیشرفت اصولی جمهوری اسلامی بدون هماهنگی با قدرت های بزرگ ممکن نیست."»

روحانی در ادامه افکار نویسنده کتاب را به میرزا ابولحسن خان ایلچی تشبیه می کند و می گوید: «مساله رابطه با آمریکا در برابر چیزی که در این کتاب مطرح شده هیچ است، در حال حاضر کنار زدن خط امام و اصل اسلام مطرح است.» سپس  ترویج لیبرالیسم و کنار زدن و تحقیر مردم را به عنوان دستورالعمل های موجود در کتاب ذکر می کند. سید حمید روحانی می افزاید: «وقتی امام (ره) در سال 1342 مراجع وقت را در منزل آیت الله حائری جمع کرد، در حضورشان تاکید کرد که برای حفظ اسلام و مکتب اهل بیت (س) باید رژیم شاهنشاهی را سرنگون کرد. در آن جلسه آیت الله شریعتمداری به امام گفت با کدام قدرت این کار را بکنیم، آیا ما بمبی داریم که بر سر شاه بریزیم؟ امام در پاسخ فرمود ما ملت را داریم. امروز می گویند سیاست خارجی را باید از کف خیابان جمع کرد. مردم را در تاریکخانه نگهداشته اند. آقای ظریف در مجلس می گوید حتی اگر استیضاحم کنید، باز هم جزئیات مذاکرات را نمی گویم! مشاور رئیس جمهور می گوید مجلس در سطحی نیست که از مذاکرات مطلع شود! مرتبا ملت را تحقیر می کنند.»

یوسف اگر برادر داشت در چاه نمی افتاد

روحانی دوباره کتاب کذایی را باز می کند و این بار صفحه 130 آن را می خواند: «امروز در متون ادبیات جهانی شدن واژه استقلال منسوخ شده است. دوره، دوره ارتباطات است! نخبگان بعد از انقلاب اسلامی عموما شرایط جهان را نمی شناسند. باید از نخبگانی استفاده شود که بین الملل گرا باشند.» مجری در کلام روحانی می پرد و می گوید وقت تمام است. روحانی هم با تلخی و کمی عصبانیت می گوید :«اگر اینجور بود خب دعوت نمی کردید!».

برای حسن ختام گریزی می زند به مصاحبه مشاور حسن روحانی با سایت وابسته به محسن رضایی، جناب مشاور در این مصاحبه ویژگی های نخبگان موسوم به بین الملل گرا را این چنین فهرست کرده است: «قبلا هواپیما سوار شده باشند، سیر باشند، غذای خوب خورده باشند، زندگی متعارفی داشته باشند، فرهنگ غرب را درک کنند و ...». حمید روحانی اکبر ترکان را هم بی نصیب نمی گذارد و می گوید: «نتیجه همین افکار است که آن آقا می گوید ما فقط در صنعت قورمه سبزی و آبگوشت بزباش برتری داریم. این حرف دشمن است. رزم آراء هم می گفت ایرانی نمی تواند یک لولهنگ هم بسازد.»

حمید روحانی دلسوزانه حرف می زند، بر افروختگی چهره اش در حین سخنرانی نیز از همین ناحیه ناشی می شود. اما چه می شود کرد. روزگاری در این کشور مردی سکان دولت را بدست داشت که همه سلول هایش مرگ بر آمریکا می گفت، نوکر مردم بود و دستشان را می بوسید به صورت هر کس که ملتش را تحقیر می کرد سیلی میزد، از محافظ شخصی اش گرفته تا رئیس جمهور وحشی آمریکا، می گفت نظم عالم ظالمانه است و به جای همزیستی مسالمت آمیز با آمریکایی ها باید آن را در هم شکست، شعارش بود: «ما می توانیم»، از حجت ابن الحسن (عج) سخن می گفت و ... عده ای منحرفش نامیدند، یک نفر به نام حمید روحانی هم او را بت پرستنامید و دولتش را پلشت ترین دولت تاریخ انقلاب خواند. حواسمان نیست که دوره ای بر این کشور گذشت که حتی می شد رئیس جمهورش را «بت پرست» نامید. بزرگ این کشور اما آن مرد را زنده کننده گفتمان انقلاب نامیده بود، در آغاز و پایان کارش.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

افسوس های امام جمعه مشهد

برنامه بعدی پخش سخنرانی امام جمعه مشهد است. چرایی اش معلوم نیست اما آیت الله علم الهدی بدحجابی، کنسرت، ورزش زنان و ... را بی خیال شده و درباره استقلال و عزت ایران سخن می گوید: «تحقیری که در یک سال گذشته آمریکا علیه ایران انجام داد در طول 35 سال انجام نداد و تا این اندازه ما به ذلت نیفتاده بودیم که در این یک سال به ذلت افتاده‌ایم، در تحریم اقتصادی مردم ما بالاتر از زجر بچه‌های امام حسین زجر دیدند؟ در یک سال گذشته دشمنی‌ها و عداوت اضافه شد و در عین حال ما تحقیر شدیم زیرا پای میز مذاکره نشسته بودیم، اگر مردانه ایستاده بودیم دولتمردان آمریکا اینقدر ما را تحقیر نمی‌کردند. نتیجه کار ما در یک سال گذشته این بود که از آنچه وحشت داشتیم که از جریان انقلاب کوتاه بیاییم لطمه خوردیم و در دنیا تحقیر شدیم، این حداقل هزینه‌ای است که دادیم. آقایان می‌گویند نتیجه این بود که ایران هراسی را از بین بردیم ولی از بین نرفت و هنوز در مورد ساخت بمب هسته‌ای از سوی ایران سخن می‌گویند.» علم الهدی افسوس می خورد از آنچه طی یک سال گذشته بر سر استقلال، عزت و منافع ملی ایران گذشته است، با این وجود اشاره ای به این نمی کند که تنها تغییر رخ داده در کشور طی یک سال گذشته رفتن آن مرد و آمدن این متخصص امنیت ملی است.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

 

مردم؛ مرغ عزا و عروسی

آخرین قسمت برنامه برگزاری میزگرد با حضور احمد رهدار، جواد کریمی قدوسی، ابوالفضل ظهره وند و مهدی موسوی نژاد است. رهدار از مبانی انقلاب اسلامی و اهمیت تکیه بر مفاهیم تولید شده توسط امام (ره) به جای عاریت گرفتن مفاهیم از دنیای غرب می گوید و مقایسه ای می کند بین تجربه انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی. جواد کریمی قدوسی پس از خواندن متنی از روی نوشته، دو گمانه درباره مذاکرات محرمانه مسقط مطرح می کند: «عده ای می گویند به دلیل مواضع تند آمریکایی ها مذاکرات در مسقط به بن بست رسیده است. خبر دیگری که به دستمان رسیده این است که همه چیز برای توافق در سوم آذر آماده است و هر دو تیم آمادگی کامل دارند. همه چیز برای جشنی بزرگ در فردای سوم آذر آماده شده و احتمال دارد در مراسمی که مردم برای حضور در آن دعوت می شوند، رئیس جمهور طی سخنانی این جشن را جشن حل مشکلات ملت ایران با آمریکا بنامد. این طور که متوجه شدیم تیم مذاکره کننده بدش نمی آید از خطوط قرمز عبور کند و در جلسه ای مطرح شده که همین چیزی که آمریکایی ها درباره تحریم ها می گویند، مشکلات کشور را حل می کند و نیازی به پافشاری برای لغو یکجای تحریم ها نیست. در صورت توافق، اگر رهبر انقلاب مانند توافق ژنو رفتار کنند، معنیش این است که میوه هنوز نرسیده و هنوز فصل چیدن نیست و باید صبر کنیم. اما اگر مانند امام پیام (ره) فتح صادر کردند، معنایش پیروزی ملت ایران و رعایت خطوط قرمز است.» حداکثر خبر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران از مذاکرات هسته ای دو گمانه است که فقط 180 درجه با یک دیگر اختلاف دارند. ابوالفضل ظهره وند هم از پارادایم انقلاب اسلامی و غرب می گوید.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

حسرت های مهدی موسوی نژاد هم در نوع خودش جالب است: «مگر مقام معظم رهبری نرمش قهرمانانه را در دولت یازدهم بلد شدند؟ قبل از آن نرمش قهرمانانه را نمی‌دانستند؟ چرا خواص باید طوری عمل کنند که مقام معظم رهبری نرمش قهرمانانه را مطرح کند؟ امیرالمومنین (ع) هم زمانی در جنگ به مالک اشتر دستور عقب‌نشینی داد به خاطر اینکه خواص همراهی نمی کردند. زمانی موسوی و کروبی و خاتمی کاری کردند که نمایندگان در مجلس علیه آنها شعار سر دادند ولی امروز به گونه‌ای است که اگر کار آنها را تقبیح کنیم بر ما خرده می‌گیرند، در این مسئله هم خواص و هم ملت مقصرند زیرا ملت باید از نمایندگان مطالبه کنند.» اینکه موسوی نژاد نمی داند یا شجاعت اعتراف ندارد دقیقا مشخص نیست، آنچه مسلم است اینکه وقتی محمود احمدی نژاد فتنه اکبر و بزرگترین خطر علیه انقلاب اسلامی نامیده می شود، باز شدن زبان فتنه گران و فراموشی حوادث سال 88 کمترین هزینه ای است که پرداخت می شود. گناه مردم چیست؟ جز این نیست که همیشه ابتکار عمل از آن کسی است که قدرت سیاسی را در دست دارد و افسوس و حسرت برای آنان که ابزارهای سیاسی شان را مفت و مجانی به شبهه ای می فروشند. وقتی قدرت سیاسی را فدای ظن و گمان کردیم، باید هم بترسیم از اینکه انقلاب را با جایش ببرند! و این در حالی است که نسیم اعتدال تا به امروز فقط بر دولت وزیده، نه مجلس شورا و مجلس خبرگان. همایش تمام شده و جمعی از حاضران دور موسوی نژاد را گرفته اند. کنار گوشش به آرامی می گویم جناب موسوی نژاد، حالا قدر احمدی نژاد را بدانید. سرش را به نشانه افسوس پایین می اندازد.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری