تبلیغات
طرح تمدن فردا - شاگرد اول کجاست؟

جستجو

 

شاگرد اول کجاست؟

دوشنبه 13 بهمن 1393   05:20 ب.ظ

یک. یک حساب کاربری در اینستگرام طرحی گرافیکی منتشر کرده حاوی عکس محمود احمدی نژاد و جمله "خبری در راه است". فلذا باید به کوهستان ها پناه برد یا ابایی از کچل شدن نداشت، آنقدر که می پرسند، احمدی نژادی و غیر احمدی نژادی هم ندارد. این بار اما کریدور نحس «ولنجک – ایلنا» خالی از فایده نیست. طبق معمول خبرگزاری نزدیک به علی ربیعی به نقل از «منبع آگاه نزدیک به احمدی نژاد» با درآمیختن راست های محرمانه و دروغ های آشکار چیزهایی درباره محمود احمدی نژاد منتشر می کند. ایلنا می گوید خبری که در راه است، همان فعال شدن مجدد دامنه احمدی نژاد دات آی آر است. ایلنا راست می گوید و این چنین است که زحمت فرار به نقاط مرتفع و خطر کچل شدن بدون استفاده از دستگاه موزر رفع می شود. در قسمت پدرسوخته بازی خبر هم آمده است که احمدی نژاد 47 نفر را برای اداره سایتش منصوب کرده و در میان آنها اسامی وزرای دولت دهم هم یافت می شود. کریدور «ولنجک – ایلنا» بار دیگر اسباب ریشخند احمدی نژاد را فراهم کرده و دلقک های دربار آل خاطره از وضعیت بی سوژگی خارج شده اند. من که البته می گویم، حساسیت بی جا نباید به خرج داد، در هر صورت ولنجک دفتر فرماندار یا حتی دهیار سابق نیست که نگران درز خبر از آن باشیم، انتظار بی جا نباید داشت، اینجا دفتر رئیس جمهور سابق است آن هم از نوع احمدی نژادی اش، ضمن اینکه تا رسیدن به رکورد 2 میلیون خبر درز کرده از ولنجک فاصله ای طولانی باقی است.

دو. بعضی از بچه ها چند وقتی است کلید کرده اند که "نباید گفت ولنجک، این محله محمودیه نام دارد". دغدغه شان این است که مبادا بگویند رئیس جمهور فقرا شمال شهرنشین شده است. درست می گویند، واقعا هم آنجا محمودیه است. مشکل اینجاست که حتی با تغییر "ولنجک" به "محمودیه" هم مختصات جغرافیایی دفتر دکتر احمدی نژاد تغییر نمی کند. وظیفه حکومت است که برای رئیس جمهور سابقش دفتری دست و پا کند که کرده و احتمالا احمدی نژاد گزینه های زیادی برای انتخاب نداشته است. در هر صورت برای عناوین و اخبار بکر تا زمانی می توانیم تعیین تکلیف کنیم که عمومیت پیدا نکرده باشند. ولنجک که عمومیت پیدا کرد، تا ابد ولنجک است. 

سه. احتمالا پس از 95 کلمه قلم فرسایی درباره مشروعیت استفاده از واژه ولنجک، می توان به حاشیه نگاری دیدار دکتر احمدی نژاد با جمعی از فعالان رسانه ای هوادارش در ولنجک پرداخت بدون اینکه اعتراضی شنید. در حیاط ولنجک بساط گعده گرم است. مدیران رسانه ای دولت دهم، بچه های سابق روزنامه ایران، عوامل سایت های احمدی نژادی، فعالان سیاسی، برخی از روزنامه نگاران اصولگرا، تعدادی وبلاگ نویس و ... دیدار تازه می کنند. نامه رحیمی و پیش خبر ایلنا محور گعده هاست. بحث درباره جمله "خدا عقل سالم را به بدن سالم بدهد" روحانی هم در حلقه های سرپایی دیگ های غیرت را به جوشش در آورده. شهادت می دهم رگ بسیجی بچه های احمدی نژادی سخت متورم است لکن علی الحساب، همه صاف کردن حساب ها با گوینده این عبارت را به "یوم معلوم" موکول می کنند. 

چهار. پارکینگ ولنجک را کرده اند سالن جلسات. ملت اگر مهربان بنشینند 150 نفری در آن جا می شود. داخل پرانتز، الان منطقی است من یقه شمایی که به "ولنجک" می گویی "محمودیه" را بگیرم و بگویم چرا به "پارکینگ" می گویی "سالن جلسات"؟! خوب است بگویم دکتر احمدی نژاد وارد پارکینگ شد و بچه ها شعار "صل علی محمد یاور رهبر آمد" سر دادند؟! بگذریم ... سالن مفروش به موکت است. دورتادورش هم قفسه های کتاب است. شاید 2000 جلدی بشود. نمی دانم کتاب ها از کجا آمده اما برای اینکه اکبر ترکان دق کند، خوب است فکر کند که این ها از اموال ریاست جمهوری یا ارث پدرش است. 

با ورود احمدی نژاد، حسین فرخنده که از شیراز کوبیده و خودش را به ولنجک رسانده، به سختی خودش را به دکتر می رساند، آنچنان صورت دکتر را ماچ می کند که یدرک و لایوصف، ماچ حسین صدادار است. دکتر به شوخی می گوید این کارها را بگذارید برای آخرش. پشت سر احمدی نژاد بنری منقش به تصویر امام راحل و امام حاضر نصب شده، ساده و زیباست. مجری حضار را به شنیدن دکلمه ای دعوت می کند. دکلمه خوان نگون بخت است چراکه قبل از سخنرانی احمدی نژاد قرار است بخواند، فلذا جمعیت صلوات می فرستند وسط خواندنش، یعنی که تمام کن. 

پنج. احمدی نژاد از زمین بلند می شود برای نشستن روی صندلی که یک نفر از میان جمع می گوید "آقای دکتر ننشینید که اگر بنشینید ما دیگر صورت شما را نمی بینیم"! تقریبا هیچ سخن نابه جایی به این اندازه نمی توانست یک حال گیری جمعی را محقق کند. دکتر می گوید روی چشم و بنا می کند به ایستاده حرف زدن که بچه ها می گویند "آقای دکتر شما خسته هستید، لطفا بنشینید"! احمدی نژاد در جا سر بلند می کند، برق احمدی نژادی در چشمش می جهد و اخم آلود می گوید "کی خسته است"؟ پاسخ معروف این پرسش را همه می دانند، علاوه بر آن برخی ها می گویند "اکبر"، "حسن" و ... سخنرانی احمدی نژاد مملو است از شوخی و بذله گویی. حتی ثمره هاشمی هم در امان نمی ماند. احمدی نژاد در جریان تعریف خاطرات دوران انقلاب می گوید "این آقای مهندس ثمره که من خیلی خدمتشان ارادت دارم از وقتی به محله نارمک آمدند انقلابی شدند ..."

شش. افق دید پسر مرحوم استاد احمد آهنگر، فوق شعور احزاب سیاسی به خصوص از نوع وابسته به "کینگ خاطره" است. نمی فهمند فتح سه باره یک قله افتخاری برای احمدی نژاد و هدفی درخور او نیست. بعد از 22 خرداد 88، قله احمدی نژاد است نه عنوان ریاست جمهوری. این که تصور می کنند حرکت بعدی احمدی نژاد اقدام برای انتخابات ریاست جمهوری است، اعتراف به افق حقیر خودشان است. اساسا تصور فراتر از این برای مغزهای الکی ممکن نیست. احمدی نژاد برای رئیس جمهور شدن فقط اراده کرد و شد آنچه خواست و می شود آنچه بخواهد به اذن الله. آرایش سیاسی کنونی هم محصول طراحی فرزند ملت است. سکوت کنونی هم برآمده از انتخاب و اراده این آهنگرزاده است نه تحمیل و ناگزیری. همین خطا در برآورد افق احمدی نژاد برای سومین بار کاردست این جماعت خواهد داد. منطق جامعه شناسی احمدی نژاد، قرآنی است، او در تحولات اجتماعی مردم را موتور محرک و نخبگان را حداکثر کاتالیزور می داند و معتقد است وقوع هر تحول اجتماعی محصول وقوع تحول درونی مردم است. دغدغه انحراف انقلاب اسلامی را دارد. می گوید روزهای اول پیروزی، آرمان تحقق حکومت جهانی انسان کامل عین انقلاب اسلامی بود. جمهوری اسلامی راه بود، نه منزلگاه نهایی که بنشینیم سر سفره اش و بر سر پست بر سر و کله هم بکوبیم. سخنان احمدی نژاد بودار است. حرف از تحولی از جنس انقلاب اسلامی می زند با عمقی طویل و گستره ای فراخ. در عین حال هشدار می دهد که مبادا به نشانه ها «خیره» شوید. خیره شدن به نشانه ها به سلب مسئولیت می انجامد. می گوید: "فلانی مرد که مرد. نقش من و تو چیست؟ وظیفه تان را در این فرآیند پیدا کنید، همین آقای اوباما مگر به چه چیزی بند است؟" یک نفر بلند بلند فکر می کند و نتیجه می گیرید که بعد از عبدالله، اوباما هم به زودی خواهد مرد و همه می خندند. یکی از خانم ها هم می گوید، ما نقشمان را پیدا کردیم، چه فایده که شاگرد اولتان غایب است. احمدی نژاد کاملا جدی می گوید "از کجا می دانید که نیست؟"

هفت. بعد از سخنرانی احمدی نژاد نوبت به افتتاح "خبری در راه است" می رسد. احمدی نژاد دات آی آر محصول زحمات چند جوان متعهد است که زیر نظر یک آقازاده موسوم به مهدی احمدی نژاد کار می کنند. سپس سید شمس الدین حسینی یک ساعتی حرفهای اقتصادی می زند؛ شنیدنی و در عین حال تاسف آور. ضیق وقت اجازه سوال و جواب با شمس الدین حسینی را نمی دهد. در این میان دو خانم اصرار دارند سوال بپرسند، معلوم می شود هر دویشان خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب هستند. نفوذشان به این جلسه خصوصی را باید تبریک گفت هر چند با ناشی گری خودشان را لو می دهند. آه که چقدر سخت است مانع ورود خبرنگاران اصلاح طلب به جلسه خصوصی شد و چقدر امکانات می خواهد... همچنان که ذکر شد حتی نسبت به حضور 2 خبرنگار اصلاح طلب در جلسه خصوصی فعالان رسانه ای با احمدی نژاد هم حساسیت بی جا نباید به خرج داد، در هر صورت ولنجک دفتر فرماندار یا حتی دهیار سابق نیست که نگران درز خبر از آن باشیم، اینجا دفتر رئیس جمهور سابق است ...

هشت. با نزدیک شدن به وقت اذان مغرب به ناگزیر سخنان نمایندگان فعالان رسانه ای هم از برنامه حذف می شود. جماعت با احمدی نژاد درباره رسانه حرف های زیادی دارند، ما از عکس احمدی نژاد با مادر چاوز هم دفاع کردیم اما سرسوزنی از عملکرد مجموعه احمدی نژاد در حوزه رسانه دفاع نمی کنیم. انتقاد داریم به این که برای جریان احمدی در حوزه رسانه "ژورنالیسم حرفه ای و کلاسیک" هرگز مساله ای قابل اعتنا نبوده است، به اینکه رسانه در نگاه جریان ما عبارت است از حوزه ای عمومی، دم دستی و غیر تخصصی که هرکس را سرش خلوت بود می توان بر آن گمارد. به اینکه حتی پیش خبر یک دیدار خصوصی را خبرگزاری رقیب منتشر می کند و گزارش دیدار را هم باید روزنامه نگاران اصلاح طلب نفوذ کرده در جلسه خصوصی بنویسند! شاید واقعا احمدی نژاد نداند و لازم باشد به او بگوییم که از اردیبهشت 90 تا خرداد 92، در روزهایی که از یک سو تحت سنگین ترین فشار رسانه ای قرار داشت و از سوی دیگر بعضا حتی رسانه های رسمی دولت هم جرئت دفاع درست و حسابی از او را نداشتند، 100 وبلاگ نویس جوان 2 سال ایستادند در برابر مجموعه رسانه های امنیتی، بسیاری از آن ها اسیر برخوردهای قهری شدند و هزینه هایی سنگین را در نهایت افتخار و مسئولیت پذیری پرداختند. چرا هیچ کس از این جماعت شریف و بی نظیر سراغی نمی گیرد آن هم در شرایطی که برای خبرنگاران اصلاح طلب در پارکینگ ولنجک جا پیدا می شود؟ دوازدهم بهمن، این 100  نفر کجا بودند؟ از احمدی نژاد عدالت رسانه ای می خواهیم.


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری