تبلیغات
طرح تمدن فردا - مدیترانه ای ها، خوک نیستند / در جنوب اروپا چه می گذرد؟

جستجو

 

مدیترانه ای ها، خوک نیستند / در جنوب اروپا چه می گذرد؟

شنبه 18 بهمن 1393   05:21 ب.ظ

 غربی های می گویند فلسفه از آتن آغاز شد. اروپایی ها به متون و آموزه های سقراط، افلاطون و ارسطو می بالند و آن ها را در ویترین قرار می دهند، هرچند خود را چندان ملزم به رعایت آن نمی دانند. در روزگاری که اروپا توحش و بربریت قرون وسطی را از سر می گذراند متون و آموزه های سقراط، افلاطون و ارسطو به لطف دانشمندان مسلمان حفظ شد تا اروپایی ها با بازگشت نسبی به آن، دوباره با مدنیت آشنا شوند و به یادآورند زمانی به انسان شباهت داشته اند. یونان منبع الهام بخش سنتی اروپاست، حتی دمکراسی ایده آلی که غربی ها تصویر می کنند، ارجاعی است به نظام سیاسی اجتماعیِ حاکم بر شهر - دولت های آتن. آتن با برلین، پاریس، رم و لندن متفاوت است، اینجا قلب اروپای سنتی است. 

ماجرا از این قرار است که ائتلافی از گروه های چپ گرا و مخالف سرمایه داری و اقتصاد بازار اداره یک کشور عضو اتحادیه اروپا و پیمان ناتو را در اختیار گرفته اند؛ کشوری که بیش از 280 میلیارد یورو به دو نهاد بزرگ نظام سرمایه داری بدهکار است. برای اطلاع از سرعت بسیار بالای دگرگونی سیاسی اجتماعی در اروپا کافی است بدانیم فاصله روزهایی که سیریزا در انتخابات پارلمانی حداکثر 4 درصد رای می آورد تا روزهایی که سیپراس به نخست وزیری رسید، فقط 5 سال بود. برای نخستین بار در تاریخ اروپا یک حزب چپ گرا به قدرت رسیده و این صدای در هم شکستن  اجماع سیاسی اروپای متحد است که به گوش می رسد. 

برای حضور در جشن پیروزی سیریزا، چپ های پایختخت های مهم اروپایی خود را به آتن رسانده بودند. ایتالیایی های حاضر در جشن پرچمی را در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود: «اروپایی متفاوت با سیپراس». مارکسیست‌های بریتانیایی، سوسیالیست‌های فرانسوی و چپ های آلمانی مسرور از پیروزی سیپراس در آتن به پایکوبی پرداختند. رم و مادرید با شرایط اجتماعی اقتصادی که دارند، مستعدترین پایتخت های اروپایی برای پیوستن به آتن هستند. آن ها فکر می کنند در انتخابات آتی کشورهایشان می توانند همان کاری را کنند، که سیپراس در یونان کرده.

پودموس که قرینه اسپانیایی سیریزا است در نظر سنجی های انتخاباتی اسپانیا از دیگر احزاب سیاسی پیش افتاده است. پابلو ایگلسیاس، رهبر جوان حزب پودموس که رابطه‌ای نزدیک با الکسیس سیپراس دارد، در گردهمایی اخیر هواداران حزب سیریزا در یونان سخنرانی پرشور و سرشار از مفاهیم انقلابی را ایراد کرد؛ سخنرانی که به خوبی شرایط این روزهای اروپا و فعال شدن شکاف جنوب شمال در این قاره را تشریح می کند: 
«تغییر، در یونان در جریان است. تغییر، در اروپای جنوبی در جریان است. برادران و خواهران، این افتخاری است که امروز در مقابل شما صحبت می‌کنم. این افتخاری است که در آتن باشم، تنها چند ماه پیش از این‌که این کشور در نهایت دولتی مردمی به رهبری الکسیس سیپراس داشته باشد. این دولت نخستین مورد از مجموعه دولت‌هایی خواهد بود که قصد بازیابیِ حاکمیت و کرامت مردم اروپای جنوبی را دارند. آن‌ها می‌خواستند ما را به‌عنوان «مدیترانه‌ای» تحقیر کنند. آن‌ها ما را «خوک» می‌خواندند. آنان می‌خواستند ما را به حاشیه برانند. آن‌ها می‌خواهند ما کشورهای نیروی کار ارزان باشیم. آنان می‌خواهند جوانان ما خدمتکار گردشگران ثروتمند باشند. امروز با افتخار می‌گوییم اهل جنوب هستیم و می‌خواهیم از جنوب به اروپا و تمام مردم آن، کرامتی را که سزاوار آن هستند، بازگردانیم ... من به تازگی از امریکای لاتین بازگشته‌ام. من آنجا با اِوو مورالس، رافائل کورئا و پپه موخیکا دیدار کردم. من مطمئن هستم بسیاری از شما از دیدن فیلم حکومت نظامی اثر کوستا گاوراس هیجان‌زده شدید و درباره‌ی «توپاماروها» آموختید. امروز، یک چریک سابق، یک توپامارو، رئیس‌جمهور اروگوئه است. در اسپانیا نظرسنجی‌ها می‌گویند که ما به تازگی از حزب سوسیالیست عبور کرده‌ایم و در رقابت برای تبدیل‌شدن به دومین نیروی انتخاباتی قدرتمند در کشور هستیم و هر روز بیش‌تر و بیش‌تر به عنوان اپوزیسیون واقعی دیده می‌شویم. من همچنین با بسیاری از وزرای دولت و رهبران سیاسی ملاقات کردم. در میان آن‌ها پسر میگل انریکز نیز حضور داشت، رهبر جنبش چپ انقلابی شیلی که سال ۱۹۷۴ در شیلی حین مبارزه کشته شد. این محرکی بود برای به‌یاد‌آوردن تجربه‌ی شیلی – تجربه‌ی سوسیالیسم دموکراتیک که ما نیز آرزوی آن را داریم... من آنچه را سالوادور آلنده به اعضای جوان جنبش چپ انقلابی گفته بود به یاد آوردم: "ما زمینِ [بازی] را انتخاب نکرده‌ایم، ما آن را به وجود نیاورده‌ایم، ما دولت داریم، اما قدرت نداریم." صراحت تلخ آلنده چیزی است که من در میان رؤسای جمهور برادرمان در آمریکای لاتین یافتم. آنچه در مقابل ماست نمی‌تواند راهی آسان باشد. ما در مرحله‌ی اول باید در انتخابات‌ها پیروز شویم – و تازه پس از آن مشکلات واقعی آغاز خواهند شد.»

احتمال فراگیری موج ضد سرمایه داری برخاسته از آتن، مساله ای است که حال حاکمان پایتخت های اروپایی را بد می کند. آتن این روزها فانوس راه چپ گرایانی است که امیدوار به تحقق یک انقلاب در اروپا هستند. برخلاف تصور ابتدایی، بدنه اجتماعی احزاب یوروستیز در یونان را شهروندان مارکسیست و شیفتگان کارل مارکس تشکیل نمی دهند. کارمندان مودب و طبقه متوسط بیش از همه از به قدرت رسیدن اولین حزب چپ رادیکال در اروپا خوشحال به نظر می رسند. خطر اصلی همین جاست؛ خیزش دمکراسی های ملی متکی به طبقه متوسط علیه اقتدارگرایی اتحادیه اروپا؛ اقتدارگرایی که بدهی 280 میلیارد یورویی یونان به صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا را به اضافه بی کاری شدید و کمرشکن، موجب شده است. نرخ بیکاری در یونان بیش از ۲۵٪ برآورد شده اما در رده سنی ۲۵ تا ۳۵ سال این نرخ به حدود ۵۰ درصد می‌رسد.

سامانیدیس که از مقامات ارشد حزب سیریزا در تسالونیکی دومین شهر بزرگ یونان است، می گوید: «چپ، بعد از ده ها سال در موضع دفاعی قرار داشتن اکنون بازگشته، نه تنها در یونان بلکه در اروپا و نیز آمریکای لاتین». سیپراس، جوانترین رهبر سیاسی در تاریخ یونان است که سیریزا را از یک حزب گمنام به یک حزب حاکم یونان بدل کرده. سپسراس خوشپوش و خوش قیافه مهارت بالایی در سخنوری دارد. او صاحب کاریزماست و سیاستمداری مردمی به حساب می آید. هواداران او در جشن پیروزی با تصاویر ارنستو چه گوارا، مبارز نستوه آرژانتیتی به خیابان ریختند. چه پیش از مرگش گفته بود: «آن ها ما را دفن می کنند، غافل از اینکه بدانند ما بذر هستیم.»

سیاست خارجی یونان در دوره سیپراس
سیریزا برای کسب اکثریت مطلق پارلمانی فقط 2 کرسی کم داشت بنابراین چپ های رادیکال ناگزیر از ائتلاف پارلمانی با راست های رادیکالی شدند که مخالف نسخه اقتصاد ریاضیتی اتحادیه اروپا هستند. سیاست خارجی یونان در دوره جدید به طور قطع متاثر از نگرانی پایتخت های اروپایی از تسری موج برخاسته از آتن به سایر نقاط اروپا و تلاش رهبران اتحادیه اروپا برای مهار این موج خواهد بود. در چنین شرایطی مسکو و ولادیمیرپوتین می تواند یکی از مهترین تکیه گاه ها برای یونان باشد. سفیر روسیه در یونان نخستین مقام دیپلماتیکی بوده که به دیدار سیپسراس شتافته است. موضع یونان در قبال بحران اوکراین و تحریم های روسیه، حتی قبل از روی کار آمدن چپ ها نیز در مخالفت با اتحادیه اروپا و آمریکا قرار داشته است. اعضای سیریزا در پارلمان اروپا همواره به طرح‌هایی که در نقد روسیه بوده رأی منفی داده‌اند و با توافق نامه مشترک اتحادیه اروپا با اوکراین مخالفت کرده اند. یکی از وزرای کابینه یونان گفته: «ما با روح تحریم‌ها علیه روسیه موافق نیستیم.»

سیریزا و سیپراس دیدگاه بسیار جالبی درباره ناتو دارند که در سیاست های مکتوب این حزب به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است: «سیاست خارجی یونان چند بعدی و هوادار صلح خواهد بود، بدون دخالت در جنگ‌ها و برنامه‌های نظامی... به دنبال طرحی نو برای اروپا، بدون دسته‌بندی‌های مصنوعی و ائتلاف‌های دوران جنگ سرد، از جمله ناتو.» سال گذشته یکی از نمایندگان رادیکال سیریزا در پارلمان خواستار خروج آمدن یونان از پیمان ناتو شد؛ مقامات عملگراتر سیریزا ناگزیر از توجیه این سخنان شدند؛ با این وجود ناظران غربی سخت نگران خروج یونان از اتحادیه اروپا و پیمان ناتو هستند.

سیریزا مدافع سرسخت آرمان فلسطینی‌هاست، هر چند خصومت تاریخی یونان و ترکیه، اجازه تضعیف جدی روابط نظامی بین یونان و رژیم صهیونیستی را نخواهد داد. 

یونان به زودی باید با طلبکارانش وارد مذاکره شود. مصالحه بهترین گزینه برای هر دو طرف است، در غیر این صورت یونان برای خروج از اتحادیه اروپا و ناتو آماده می شود و اتحادیه اروپا و غرب هم همه گزینه ها را برای ساقط کردن دولت چپ گرای یونان قبل از عملی شدن تهدید خروج از نهادهای نظام سرمایه داری به کارخواهند بست.


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری