تبلیغات
طرح تمدن فردا - نگاهی به دوگانه "احمدی نژاد - رفسنجانی" در آستانه 10 سالگی

جستجو

 

نگاهی به دوگانه "احمدی نژاد - رفسنجانی" در آستانه 10 سالگی

دوشنبه 11 اسفند 1393   05:22 ب.ظ

احمدی نژاد و مخالفان احمدی نژاد؛ اصلی ترین دوگانه فضای سیاسی ایران، خرداد 94، 10 ساله می شود، بی آنکه رنگ تکرار گرفته یا رو به افول باشد. حتی خروج رئیس جمهور سابق از قدرت و گزینش سیاست سکوت نیز نتوانسته این دوگانه را تضعیف کند، احتمالا به این دلیل که هیچ دو نیروی سیاسی اصیل دیگری در فضای سیاسی ایران وجود ندارد. در دور نمای سیاست ایرانی نشانه ای حاکی از تغییر این صف آرایی که از 27 خرداد 1384 رسما بروز یافته، دیده نمی شود. سرشاخ احمدی نژاد و مخالفانش تا زمانی که یکی از آن ها به طور کامل موفق به چیرگی بر دیگری نشوند مستدام است. 

ناظران سیاسی طی یک دهه گذشته، دلایل متعددی را در تشریح برخورد این دو نیروی متضاد بیان کرده و در هر مقطع زمانی نیز نسبت به بروزرسانی آن اهتمام ورزیده اند. روایت ناظران سیاسی را از علل این برخورد سهمگین و مستدام که تمام حجم فضای سیاسی ایران را بلعیده است، به کل نمی توان منکر شد، با این وجود نمی توان به خاطر فهرست کردن مشتی فرعیات بعضا متضاد و دارای تاریخ مصرف برایشان کف زد. اکنون که با روی کار آمدن دولت یازدهم همگان ابعاد و وجوه گوناگون "ویلچر دیپلماسی" را با تمام وجود لمس کرده اند، فرصتی برای اشاره مجدد به خوانش مغفول این دوگانه فراهم آمده است. این خوانش، ریشه چالش اصلی سیاست ایرانی را در قضاوت متفاوت این دو جریان درباره رژیم سیاسی حاکم بر جهان می داند و تنها به همین مورد اصالت می بخشد. هواداران تغییر محیط پیرامون جمهوری اسلامی، معترفند که 27 خرداد 1384 شورشی را کلید زدند علیه طرفداران تطبیق جمهوری اسلامی با محیط پیرامون و مسئولیت شکستن سکوت شهر و تبعات این اقدام متهورانه را بر عهده می گیرند. 

مدعای صریح و علنی جریان احمدی نژاد این است که مواضع امام خمینی (ره) درباره تغییر رژیم حاکم بر عالم، هرگز یک شوخی تبلیعاتی نبوده، امام (ره) برای تحقق این امر مبعوث شده بود و آنچه درباره به زیر کشیدن اربابان عالم گفته قابلیت عملیاتی شدن دارد، هیچ واحد سیاسی هم در جهان پیش از سقوط رژیم حاکم بر جهان، قدرت تحقق اصلاح حقیقی و برگشت ناپذیر در محدوده سرزمینی اش را نخواهد داشت، مجموعه این دیدگاه ها ذیل شعار "مدیریت مشترک جهانی" صورت بندی می شود.

نیروی مقابل اما انقلاب اسلامی را جریانی در بازه 15 خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357 تعریف می کند، با آرمان تغییر رژیم حاکم بر جهان در عمل به مثابه یک بی تدبیری سیاسی برخورد می کند که موجب ناراحتی آمریکا، اروپا و رژیم های مرتجع منطقه شده و باید در اصلاح آن کوشید، برخوردشان با انقلاب اسلامی مطلقا نهادی است و نهضت را در همان 22 بهمن 57 پایان یافته می بینند، این موارد و تفصیلشان ذیل گزاره "همزیستی مسالمت آمیز با جهان" خلاصه می شود. در میان این گروه بسیاری از افراد باورمند به انقلاب جهانی و وعده های امام (ره) نیز یافت می شوند که به دلیل فقدان خودآگاهی یا چشم دوختن به مسائل خرد و اسارت در حصار فرعیات بدون آنکه بدانند در این جرگه قرار گرفته اند. 

اشاره شد که "سرشاخ احمدی نژاد و مخالفانش تا زمانی که یکی از آن ها به طور کامل موفق به چیرگی مطلق بر دیگری نشود مستدام است". چیرگی مطلق نه اتفاقی از جنس فتح قله 25 میلیونی قلوب ملت توسط احمدی نژاد در 22 خرداد 88 است و نه از جنس محاصره و منزوی کردن احمدی نژاد و سلب قدرت حکومتی اوست که اگر اینطور بود، این نبرد دوبار باید تمام می شد. چیرگی مطلق حادثه ای است که فراتر از سطوح ملی و حتی منطقه ای رقم می خورد، چیرگی مطلق به معنی روشن شدن تکلیف بحران مشروعیت کنونی رژیم حاکم بر جهان است. این رژیم پیشتر بحران مشروعیتش در قرن بیستم را با پذیرش فروپاشی امپراتوری بریتانیا و پاس دادن قدرت جهانی به ایالات متحده درمان کرده بود.

برخورد دو نیروی مورد اشاره پدیده اختصاصی سیاست ایرانی نیست، بلکه تقریبا در تمام واحد های ملی زیر مجموعه سازمان ملل متحد در ترازها و سطوح گوناگون چنین چالشی بروز یافته یا به صورت بالقوه وجود دارد. با این وجود آفت های این برخود در واحد های سیاسی گوناگون، متنوع و بومی است. به بیان دیگر آفت های چالش "هواداران مدیریت مشترک جهانی" با "طرفداران حفظ وضع موجود جهانی" در ایران، شامات، آمریکای لاتین، اروپای جنوبی و حوزه مدیترانه و آفریقا یک به یک متفاوت است. آفت این برخورد در عراق، سوریه و لبنان تروریسم تکفیری و کشتار وسیع مردم است و در آمریکای لاتین بی ثباتی سیاسی و ابتلای رهبران انقلابی به بیماری های ناشناخته. آفت این مواجهه در محدوده حجاز و آسیای غربی بیشتر در سیمای پلیس سیاسی خشن و سرکوبگر و در شمال آفریقا در سیمای سقوط دیکتاتوری های فاسد و تشکیل حکومت های ملوک الطوایفی قابل رویت است. 

در ایران اما اوضاع متفاوت است. حداکثر آفتی که در گهواره تمدن شرقی در نتیجه برخورد این دو نیروی پر قدرت ثبت شده، بروز رفتارهای بدوی کنترل شده و در عین حال خشونت گفتاری فزاینده در حوزه سیاست و رسانه است که عمدتا هم از جانب هواداران همزیستی مسالمت آمیز صورت می گیرد. استفاده از خشونت گفتاری توسط رسانه های پرشمار علیه رقیب یکی از عالی ترین صورت های عقب افتادگی سیاسی است که تاکتیک همیشگی هواداران همزیستی مسالمت آمیز برای مهار و مغلوب ساختن محمود احمدی نژاد بوده است. 

نگاهی به اردوگاه هواداران همزیستی مسالمت آمیز نشان می دهد آنان از حیث بهره گیری از روش های سیاسی همچنان در فاصله 27 خرداد تا سوم تیر 1384 در جا می زنند و کاملا ارتجاعی عمل می کنند. در این شیوه نخ نما تلاش می شود یک اتهام سیاسی که خلاف ارزش های مورد پذیرش افکار عمومی است به مثابه یک برچسب بر پیشانی رقیب چسبانده شود و این گونه تصور می شود که پس از تبدیل این اتهام سیاسی به یک معرفت عمیق اجتماعی، تکرار مداوم آن موجب کاهش محبوبیت رقیب و مرگ سیاسی او می شود.

در فاصله 27 خرداد تا سوم تیر 1384 رسانه های اصلاح طلب با هدایت اکبر هاشمی رفسنجانی کوشیدند احمدی نژاد را عنصری خشک مغز و متحجر معرفی کنند، در رسانه های رسمی این کشور صراحتا گفته شد که احمدی نژاد یک "تیر خلاص زن" است که قرار است در پیاده رو های شهر دیوار بکشد و زنان و مردان را از یک دیگر جدا کند و نظایر آن. در مقطع منتهی به 22 خرداد 1388 همین رسانه ها با هدایت همان فرد کوشیدند نام محمود احمدی نژاد را با دروغگویی مترادف قرار دهند. امروز نیز ابتکار جدیدی در این اردوگاه دیده نمی شود، متد همان است که بود با این تفاوت که سوژه تغییر کرده و این بار قرار است محمود احمدی نژاد به نماد فساد اقتصادی تبدیل شود. احمدی نژاد در دو مقطع 84 و 88 با بولدوزر از روی پدر بدویت و عقب ماندگی سیاسی ایران عبور کرد و رقیب عصبانی هم مشروعیت سیاسی هر دو انتخابات را زیر سوال برد. با وجود اثبات ناکارآمدی این روش، اردوگاه رقیب بنای تغییر در آن ندارد، شاید این مساله ناشی از رسوب و نهادینه شدن بدویت سیاسی در ذهن آنان است. چراغ های بولدوزر احمدی نژاد این بار خاموش است هر چند موتور آن به دلیل بهره گیری از سوخت اتمی خاموشی نمی شناسد.

اصلی ترین عامل مهار آفت این برخورد و محدود سازی آن در سطح خشونت گفتاری، بدون شک برخورداری سرزمین ما از نهاد ولایت فقیه و ولی فقیهی است که از یک سو خود رهبری جریان هوادار تغییر وضع حاکم بر عالم را لااقل در ایران و خاورمیانه در دست دارد و از سوی دیگر از آن حد از فرزانگی برخوردارست که برای نسل سوم و چهارم انقلاب که آمریکا را از دریچه محصولات شرکت اپل می شناسند، فرصت تجربه، شناخت و قضاوت بی واسطه و مستقیم فراهم آورد. در حقیقت با مدیریت رهبری، برخورد جدی این دو نیرو بدون هزینه از آب در آمده است.

تا قبل از بروز نشانه های رویت شده پس از درگذشت والده رئیس جمهور سابق، غالب مخالفان و حتی هوادرانش، او را در موقعیت "گشایش اجتماعی – امتناع سیاسی" ارزیابی می کردند. بخش اول این تصور با مشاهده آنچه در نارمک، مسجد نظیروندی در حاشیه تبریز و نیروگاه قم رخ داد تقویت شده و بخش دوم آن نیز با مشاهده رفتار نخبگان سیاسی و مذهبی در قبال این حادثه تا حدود قابل توجهی دستخوش تغییر شده است. فقط در یک نمونه سه مرجع تقلید آیات عظام نوری همدانی، علوی گرگانی و هاشمی شاهرودی به محمود احمدی نژاد صمیمانه تسلیت گفتند. آیت الله هاشمی شاهرودی که شانس اول ریاست خبرگان است، 20 دقیقه قبل از آغاز مراسم ختم والده احمدی نژاد در محل حضور پیدا کرد و آیت الله سعیدی که آخرین اظهار نظرش درباره احمدی نژاد به مصاحبه تند و تیزش با روزنامه شرق بازمی گشت، این بار در پیام تسلیتش، رئیس جمهور سابق را مجاهد نامید.

انتخاباتی بودن فضای سیاسی کشور 2 سال و نیم قبل از خرداد 96 به اراده محمود احمدی نژاد باز نمی گردد، او مدت هاست سکوت کرده. مشکل از حسن روحانی است که بدون اینکه از محمود احمدی نژاد حکمی دریافت کرده باشد، به مثابه رئیس ستاد انتخاباتی او عمل می کند. احمدی نژاد اما پس از قرار دادن نام قم و تبریز در کنار هم آن هم پس از 37 سال، از خاورمیانه استارت زده است.

روشن است که در ایران عظیم ترین پایگاه اجتماعی که تقریبا به طور مطلق آحاد ایرانیان را در بر می گیرد، متعلق به قرآن کریم و حجت ابن الحسن العسگری (عج) است. بورسای ترکیه نقطه ای است که محمود احمدی نژاد در آن به اهل سنت متذکر شد امام (عج) در انحصار شیعیان نیست، بلکه متعلق به همه آنان است هم چنان که در متون روایی اهل سنت اگر نه بیش از شیعیان لااقل به همان میزان وعده تغییر عالم توسط او ذکر شده است. 


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری