تبلیغات
طرح تمدن فردا - سیر تا پیاز همایش همگرایی اصولگرایان

جستجو

 

سیر تا پیاز همایش همگرایی اصولگرایان

یکشنبه 20 مهر 1393   05:24 ب.ظ

شاید در فضای سیاسی امروز هیچ دو واژه ای متباین تر از «اصولگرایی» و «همگرایی» وجود نداشته باشد. راست های سابق از زمان انتخابات مجلس هشتم تا امروز هرگر نتوانسته اند «وحدت» را تجربه کنند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 88، اصولگرایان به سه گروه حامیان میرحسین موسوی، حامیان محسن رضایی و حامیان محمود احمدی نژاد تقسیم شدند. در انتخابات مجلس نهم طیف سنتی اصولگرایان به سردمداری علی لاریجانی و محمد رضا باهنر در اتحاد با تشکیلات علیرضا زاکانی و غلامعلی حداد عادل و طیف های به اصطلاح ترقی خواه ذیل عبای آیت الله مهدوی کنی به رقابت با جبهه پایداری به پرچمداری آیت الله مصباح یزدی پرداختند. کار که به تقسیم قدرت در مجلس نهم کشید، حداد عادل و زاکانی با لاریجانی نساختند و به همراه پایداری ها قطب مخالف اصولگرایان سنتی حاکم بر مجلس را تشکیل دادند.

وحدت اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اما به یک فاجعه سیاسی و آبروریزی تاریخی انجامید. غلامعلی حداد عادل، محمد باقر قالیباف و علی اکبر ولایتی اعضای ائتلاف موسوم به 2+1 بودند. این هرسه با یکدیگر هم پیمان شده بودند که اگرنه پیش از فرارسیدن موعد ثبت نام در انتخابات و اگرنه پیش از آغاز مناظره های تلویزیونی، لااقل پیش از برگزاری انتخابات در روز 24 خرداد به نفع فردی که رای بالاتری دارد کنار بکشند تا «وحدت اصولگرایان» محقق شود؛ اتفاقی که نه تنها هرگز رخ نداد بلکه کار به جایی کشید که حدادعادل، محمد باقر قالیباف و علی اکبر ولایتی در مناظره های تلویزیونی حملات بسیار تندی را علیه یکدیگر ترتیب دادند تا مردم انگشت به دهان بار دیگر معنای واژگانی نظیر «ائتلاف» و «پیمان» را در ذهن خود مرور کنند. سعید جلیلی هم دیگر کاندیدای اصولگرای حاضر در انتخابات بود. حضور اصولگرایان با 4 کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در حالی محقق شد که به گفته عباسعلی کدخدایی به گزینه های ائتلاف 2+3 توصیه شده بود خودشان به صورت محترمانه انصراف دهند. اصولگرایان با چنین زمینه های سیاسی در اندیشه «وحدت» با یکدیگر هستند.

از موتور سواری سعید حدادیان تا بنفش پوش شدن ترقی
 شورای هماهنگی اصولگرایان، بانی برنامه روز شنبه بود؛ همایشی که از جانب رسانه های نزدیک به حزب پایداری «مانور وحدت» لقب گرفته بود. سفارت سابق آمریکا و مقر فعلی سازمان بسیج دانشجویی هم میزبان نشست «همگرایی اصولگرایان» بود. به روال شناخته شده برنامه های عمومی اصولگرایان، خبری از رعایت قواعد ساده و پذیرفته شده برخورد با اصحاب رسانه نیست. مطابق انتظار یک جوان حزب اللهی بدون کمترین اطلاع از نحوه برخود با خبرنگاران مسئولیت مدیریت آن ها را بر عهده گرفته است. اسامی خبرنگاران و عکاسان را می نویسد اما ناگهان غیبش میزند. رسانه ای ها 30 دقیقه ای سر پا در محوطه ایستاده اند اما اجازه ورود صادر نمی شود. و این در حالی است که شرکت کنندگان عادی به راحتی وارد سالن می شوند. چیزی در مایه های همان ضرب المثل در دروازه و سوراخ سوزن. در نهایت خبرنگاران دسته جمعی تصمیم می گیرند وارد سالن شوند اما با شنیدن فریاد های نچندان محترمانه «آقا وایسا» و «وایسا بینم» یک نفر که معلوم نیست چه کاره است، سر جایشان می ایستند. در همین حین است که سعید حدادیان سوار بر سی جی 125 قراضه حسین الله کرم وارد محوطه لانه جاسوسی می شود. همه از دیدن این صحنه می خندند و تلخی 30 دقیقه علافی را فراموش می کنند. حتی خود سعید حدادیان هم خنده اش گرفته و سر تکان می دهد. عکاسان به خاطر از دست دادن این فریم افسوس می خورند.

با وساطت یکی از مدیران رسانه های موسوم به نظامی �" امنیتی و یادآوری عواقب چنین برخوردی با خبرنگاران، بالاخره گشایشی اتفاق می افتد. حالا نوبت به حمیدرضا ترقی رسیده که همه نگاه های متعجب را به سوی خودش جلب کند. عضو برجسته موتلفه سراپا بنفش پوش است. اصولا پوشیدن کت و شلوار بنفش به همراه پیراهن راه راه «سفید �" بنفش» توسط یک شهروند عادی هم جلب توجه می کند، چه رسد به عضو شورای مرکزی موتلفه. در مسیر از او می پرسیم که چرا بنفش شده است اما اخم می کند و رو بر می گرداند.

تا وارد سالن بشویم نیم ساعتی از مداحی سعید حدادیان گذشته و نوبت سخنرانی سید رضا تقوی رسیده است. رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، خطیب چندان خوبی به نظر نمی رسد، مخصوصا که پس از ادای هر جمله حتی کوتاه نیز چند ثانیه ای وقفه در سخنانش ایجاد می شود. مقدمه سخنرانی سید رضا تقوی اشاره ای است به عید بزرگ غدیر. سخنران می کوشد بای نحو کان درس هایی از حادثه بزرگ غدیر برای وحدت امروز اصولگرایان استخراج کند. اعتراض می کند به همهمه عکاسانی که پشت به تریبون او برای عکاسی از شخصیت های حاضر در ردیف اول صف کشیده اند و می گوید با این وضع نمی تواند سخنرانی کند. سهم اثر وضعی این همهمه را از ضعف خطابه رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کم می کنیم. آقای تقوی می گوید: «آقایانی که این جلو هستند، اگر بنشینند، صندلی های خالی هم پر می شود.» و بلافاصله می گوید: «البته صندلی های سالن پر است، حتی سالن بقلی هم پر است، من تشکر می کنم از این همه استقبال.» تا سید رضا تقوی مشغول بیان چنین سخنانی است، فرصتی مناسبی فراهم می آید تا به این فکر کنیم که چگونه فعالیت جناحی رئیس شورای سیاست گذاری نماز جمعه آن هم در چنین سطحی و با چنین صراحتی واجد معناست؟ چطور می توان پذیرفت کسی که فرمان تریبون های نماز جمعه را به عنوان بخشی از حاکمیت در اختیار دارد، خود وارد فعالیت انتخاباتی شود؟ در این صورت چطور می توان از بی طرفی تریبون های نماز جمعه در وقت انتخابات سخن گفت؟ اساسا با چنین پوزیشن سیاسی چطور می توان از مردم رای گرفت؟ سید رضا تقوی درباره جامعه ایران 1393 چه فکری کرده؟ اصلا گیریم که سید رضا تقوی عضو جامعه روحانیت مبارز است، حسن روحانی هم عضو جامعه روحانیت است، پس فردا اگر رئیس دولت به همین مجوز تمام دولت را برای پشتیبانی از اصلاح طلبان در انتخابات مجلس بسیج کند، آیا اشکالی بر او وارد است؟

در همین حین است که آیت الله مصباح یزدی وارد می شود و مستقیما روی سن می رود و پشت تریبونی که از قبل برایش آماده شده می نشیند. سالن به احترامش می ایستد و شعار «صل علی محمد (ص)، یاور رهبر آمد» را سر می دهد. با فریاد یک جوان حزب اللهی، شعار حاضران به «صل علی محمد (ص)، عمار رهبر آمد» تغییر می کند. سید رضا تقوی به احترام ورود آیت الله مصباح یزدی از بقیه مقدمه سخنرانی اش، صرف نظر می کند و می رود سراغ اصل مطلب. آقای تقوی شروع می کند به ارائه گزارش کار یکساله: «بیش از یک سال است که بحث همگرایی اصولگرایان را آغاز و از همه گروه ها و سلیقه های اصولگرا دعوت کرده ایم. جا دارد در اینجا هم از کسانی تشکر کنم که در جلسات شرکت کردند و هم از کسانی که در جلسات شرکت نکردند. آن هایی که شرکت نکردند بعدا جلسات ما را تایید کردند.» دی ماه سال گذشته بود که خبر رسید نه پایداری ها و نه طیف زاکانی و حدادعادل در جلسات سید رضا تقوی شرکت نمی کنند. علی رضا زاکانی، مؤسس و دبیرکل «جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی» به خبرگزاری مهر گفته بود که تشکل متبوعش و همین طور جامعه ایثارگران و طیف نزدیک به حداد عادل و احمد توکلی در این جلسات هرگز شرکت نمی‌کنند. زاکانی درباره دلایل این عدم حضور گفته بود: «فارغ از آن جلسه هر کاری که برای انسجام اصولگرایان صورت بگیرد مطلوب است اما وحدت باید بر محور اصول باشد. اصلی ترین اصل هم ولایت پذیری عناصر است.»

گفتند باید این ها را جمع کنید
سید رضا تقوی در ادامه به فلسفه تشکیل جلساتش طی یک سال گذشته اشاره کرد و گفت: «بعد از انتخابات دوره یازدهم بسیاری از اصولگرایان سرخورده و ناراحت شدند، از پست های شان خلع شدند، به ما گفتند یکی باید این ها را جمع کند. آقای مهدوی کنی از دست اصولگرایان ناراحت بودند و حاضر نبودند پا پیش بگذارند. آقای موحدی کرمانی در جلسه ای به ایشان گفتند حالا که خودتان برای جمع کردن اصولگرایان نمی آیید، لااقل یک نفر از اعضای جامعه روحانیت این کار را انجام دهد. این چنین بود که قرعه فال به نام بنده زده شد. از وقتی هم که جلسات را تشکیل داده ایم، مرتبا از ما می پرسند شما با چه کسی بسته اید؟ ما با هیچ کس نبسته ایم و اگر قرار بر گزارش دادن باشد صرفا به جامعه روحانیت، جامعه مدرسین و آیت الله مصباح یزدی گزارش می دهیم. ما مقلدان رهبری هستیم و اندیشه ها و مواضع ایشان را به سهم خود تبلیغ می کنیم (تکبیر حضار).» تقوی ادامه می دهد: «هر یک پنج شنبه درمیان جلسه داریم با حضور 50 شخصیت اصولگرا، اصولگرایان باید گرم و در صحنه باشد.»

آیت الله مصباح یزدی پس از روبوسی با سید رضا تقوی سخنانش را آغاز می کند. بحث حول توحید، معاد و امامت، تاکید بر بینش، روش و ارزش، مساله ایمان، ماجرای فرعون و موسی نبی (ع) و دیگر مسائل اعتقادی تقریبا همه سخنرانی 1 ساعته او را تشکیل می دهد. به جز یک کنایه به اکبر هاشمی رفسنجانی و این جمله که «همه اختلافات ریشه در برتری طلبی و تجاوز به حقوق دیگران دارد» نکته دندانگیر سیاسی دیگری در سخنرانی آیت الله مصباح یافت نمی شود. شاید به این دلیل که او چند روز قبل در دیدار با سید رضا تقوی که به قم رفته بود حرف اول و آخرش را به صراحت زده بود: «اینکه با چندنفر جلساتی را برگزار کرده، تصمیم بگیریم و بعد بخواهیم که همگان تابع ما شوند تا وحدت حاصل شود، این شیوه نه اصولگرایی است و نه مردمسالاری واقعی؛ نه با شیوه عقلا سازگاری دارد و نه با شرع، بلکه این از قبیل همان فریب‌کاری‌هایی است که دیگران انجام می‌دهند.» حرف مصباح همانی است که بود؛ همچنان که روش راست های سابق و اصولگرایان امروز برای ائتلاف همان روش های دهه 60 است.

با پایان سخنرانی مبسوط آیت الله مصباح، همایش هم به پایان می رسد. بازار مصاحبه با شرکت کنندگان در مراسم داغ است. سعید جلیلی، مرتضی آقاتهرانی، مهرداد بذرپاش، حمید رسایی، حسین فدایی، علی سعیدلو، محمد رضا میرتاج الدینی، اسدالله بادامچیان، کامران دانشجو، محمد نبی حبیبی، سید محمد حسینی، حمید رضا حاجی بابایی، محمد حسن قدیری ابیانه، مسعود زریبافان، محمد کوثری، علیرضا زاکانی، صادق محصولی ، قاسم روانبخش، حسین جلالی را در آن شلوغی ها می تواند دید. مطابق انتظار خبری از محمد رضا باهنر، اعضای فراکسیون رهروان و اصولگرایان بنفش نیست، همینطور محمد باقر قالیباف. در این میان از روح الله حسینیان درباره مصاحبه صریحش در حمایت از محمود احمدی نژاد می پرسیم. می گوید: «اگر احمدی نژاد 96 بیاید، قطعا از او حمایت می کنم.» حداد عادل را هم هنگام خروج از سالن پیدا می کنیم. از او برای بار اول می پرسیم: «آیا جمله موهنی که احمد توکلی به شما نسبت داده، صحیح است؟ آیا شما گفته اید خداوند بعد از خلقت احمدی نژاد پشیمان شد و قالبش را شکست؟» حداد در آن شلوغی ها خودش را می زند به نشنیدن. برای بار دوم می پرسیم. این بار لبخند می زند. پس از تکرار سوال برای سومین بار، حداد عادل از ته دل می خندند و سرش را تکان می دهد، یعنی جواب نمی دهم. به این فکر می کنیم که اگر این جمله را نگفته بود از چه رو از تکذیب خودداری ورزید، این اسطوره ادبیات فارسی؟


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری