تبلیغات
طرح تمدن فردا - مطالب آبان 1393

جستجو

 

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

سه شنبه 27 آبان 1393   05:17 ب.ظ

"چرا فقط یک مشت کم سواد حرف می زنند؟ چرا اساتید دانشگاه از توافق ژنو دفاع نمی کنند؟" از روزی که حسن روحانی در جمع اساتید دانشگاه این سخنان تحریک کننده را با عصبانیت و آن لحن معروفش بیان کرد، چند ماهی می گذرد. با این وجود انتظار حسن روحانی از دانشگاه محقق نشده است، بخشی از دانشگاه در برابر تحولات سیاست خارجی دولت یازدهم سکوت کرده و حاضر به دفاع از آن نیست، بخشی دیگر هم به آن معترض است. علی الحساب واکنش دانشجویان به عنوان نیروهای اجتماعی پیشرو به روند یک ساله مذاکرات هسته ای را باید در "سکوت و اعتراض" خلاصه کرد.

روز دوشنبه کمیته دانشجویی صیانت از منافع ایران سومین همایشش را با عنوان «منهای عزت، به اضافه تحریم» برگزار کرد. دانشجویان فعال در این کمیته پیش از این همایش های «دلواپسیم» و «خط قرمز» را با هدف دفاع از منافع ملت برگزار کرده و طعم تلخ حملات و اهانت های مقامات دولتی را مزه کرده بودند. در یک قلم، مقامات دولتی، نیروهای اجتماعی پیگیر منافع ملی را افراطی های بی سوادی نامیدند که بهتر است راهی جهنم شوند. شاید از نظر دولتی ها دانشجویِ تراز، دانشجویی است که سرش گرم اردوهای مختلط باشد و بعد از اتمام کلاس راهی کافی شاپ شود، نه دفتر تشکل دانشجویی. در هر صورت از دولتی که مشاور رئیس جمهورش سطح مجلس جمهوری اسلامی را پایین تر از آن می داند که در جریان مذاکرات هسته ای قرار بگیرد، نمی توان انتظار برخورد شایسته با جنبش دانشجویی داشت. تکمیل مثلث همایش های کمیته دانشجویی صیانت از منافع ایران نشان داد عزم دانشگاه برای دفاع از منافع ملی و نظارت بر مذاکرات هسته ای با وجود همه فشارها و اهانت ها جزم است، آن هم در شرایطی که مذاکرات محرمانه مسقط به تازگی پایان یافته و چیزی تا سوم آذر (پایان مهلت توافق موقت) باقی نمانده است.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

دندان قروچه و تکرار

تا پیش از قرائت کلام الله مجید حضار در موقعیت "آمپر چسباندن"، "به جوش آمدن خون" و "دندان قروچه" اند. آخر، اتاق فرمان فیلم اظهارات محمد جواد ظریف در شورای روابط خارجی آمریکا را روی پرده به نمایش درآورده است. سخنان ظریف برای همه تکراری است اما دیدن لحظاتی که وزیر خارجه جمهوی اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا را به برکناری خودش در صورت حاصل نشدن توافق و نیز بازگشت محمود احمدی نژاد تهدید می کند، شدیدا روی اعصاب است، آن هم در پاسخ به سوال هاله اسفندیاری.

قاری خوش صدا، مراسم را با قرائت آیه 51 سوره مبارکه مائده آغاز می کند. «یاأیها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود والنصارى أولیاء بعضهم أولیاء بعض ومن یتولهم منکم فإنه منهم إن الله لا یهدی القوم الظالمین». اتاق فرمان همزمان روی پرده ترجمه آیات را به نمایش در آورده است. حالا نوبت مجری است که روی سن بیاید. از گوشه و کنار شنیده می شود که او مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر است. می گوید: «فضای مذاکرات و مواضع آمریکایی ها حاکی از خطرات و تهدیدات بزرگی است که در صورت عدم هشیاری عواقب جبران ناپذیری در پی دارد و استقلال ایران در معرض تهدید است.» تحمل تپق های مجری که مجری نیست اما در عوض دانشجویی دغدغه مند است چندان سخت نیست. پس از بیان مقدمات نوبت به اعلام برنامه همایش رسیده است. «پخش پیام 3 استاد دانشگاه آمریکایی به کمیته صیانت از منافع ایران، سخنرانی سید حمید روحانی، سخنرانی امام جمعه مشهد و برگزاری میزگرد.» ملتفت می شویم که ساختار دو همایش قبلی قرار است تکرار شود و خبری از نوآوری نیست. شاید نیمه پر لیوان این باشد که حامد زمانی استثنائا جزو کنداکتور این برنامه انقلابی نیست. پیام های پروفسور رندی شورت، پروفسور آنتونی هارل و آرتور الیویر حاوی نکات بسیار مهمی درباره فضای حاکم بر آمریکاست. اولی تحلیلی دقیق ارائه می دهد از آنچه در انتخابات کنگره گذشته، دومی از این سخن می گوید که چشم همه مخالفان نظام سرمایه داری در سراسر جهان به انقلاب اسلامی است و ایران نباید آن ها را نا امید کند. پیام سومی هم به جهت تنگی وقت مجال چندانی برای پخش نمی یابد.

تار مویی لای درز سخنان «روحانی از نوع حمید»

"به گوش بتکده غیر از تبر نباید گفت" این آخرین مصرع شعری است که علی محمد مودب روی سن اجرایش می کند و نوبت می رسد به سید حمید روحانی، موسس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و نویسنده کتاب مهم نهضت امام خمینی (ره). روحانی سخنانش را با گریزی به عوامل شکل گیری «انحراف» در میان مسلمانان پس از رحلت پیامبر آغاز می کند؛ سخنانی که در آن کنایه های زیادی گنجانده شده، احتمالا به امید آنکه ضمیر، مرجعش را پیدا کند. «روحانی از نوع حمید» علل وقوع «انحراف» را اینچنین بر می شمارد: «اولین عامل، به کارگیری افراد مطرود و منحرف و بی اعتقاد به اسلام مثل معاویه، ولید و مروان حمار است. پیامبر (ص) در زمان حیاتش خواب دید که میمون ها از منبرش بالا می روند، لذا به مردم سفارش کرد اگر دیدید معاویه از منبر من بالا رفت، او را بکشید. دومین زمینه انحراف روی آوردن مسئولان به تجمل گرایی بود. در سفره معاویه ده ها مدل غذا وجود داشت. سومین عامل انحراف به کارگیری مشاورین مزدور، غیر مسلمان، اسلام آورده های تاکتیکی  و .. بود. چهارم؛ زمینه سازی برای تبدیل حکومت اسلامی به سلطنت موروثی. پنجم؛ تفاوت حرف و عمل مسئولان؛ مثلا ابوموسی اشعری که مردم را به ساده زیستی دعوت می کرد در یک سفر 30 شتر وسایلش را جابجا کردند. ششم؛ تسامح و تساهل در برخورد با احکام. هفتم؛ تعطیلی امر به معروف و نهی از منکر و ...» روایت روحانی از عوامل انحراف مسلمین پس از پیامبر دقیق و شنیدنی است، تنها مشکلش این است که نمی توان آن را بر یگانه منحرف عالم خلقت موسوم به محمود احمدی نژاد تطبیق داد. ویژگی ها و زمینه های انحرافی که روحانی بر می شمارد کمی تا قسمتی زیرآب رفتار سال های 90 تا 92 رفقایش در برخورد با دولت دهم را می زند.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

سخنان سید حمید روحانی در ادامه جالب تر هم می شود وقتی کتاب «ایران و جهانی شدن» محمود سریع القلم را از رو می خواند: «مسائلی در این کتاب مطرح شده که واقعا پشت هر آدم با غیرتی را می لرزاند. این کتابی است که مشاور آقای روحانی نوشته و خود رئیس جمهور محترم هم مقدمه آن را نوشته و مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص آن را منتشر کرده است. در این کتاب نکاتی آمده که مساله رابطه با آمریکا در برابر آن هیچ است، من نمی گویم هدف این کتاب نابود کردن اسلام است، اما مسائلی که در این کتاب آمده موجب اضمحلال استقلال ایران، به ذلت کشیده شدن ملت و حاکم شدن سرجوخه های آمریکایی بر ناموس ایرانی است، مساله این کتاب کنار زدن اصل اسلام است که امیدوارم هدف نویسنده این نباشد. در صفحه 136 این کتاب آمده است: "واقعیت این است که اگر جمهوری اسلامی بخواهد اسلامی رفتار کند و اسلام را مبنای تصمیم گیری قرار دهد مسلم است که نمی تواند با جهانی که بر مبنای سرمایه داری و قدرت نظامی اداره می شود، همکاری مناسب و راهبردی داشته باشد. تفکر اسلامی با سرمایه داری و نظم نوین جهانی بسیار مشکل دارد. اگر کسی بخواهد به اصول و مقررات اسلامی عمل کند طبعا نمی تواند با غرب همزیستی مسالمت آمیز داشته باشدو قانون اساسی جمهوری اسلامی با نظم جهانی و ماتریس قدرت در جهان اختلاف اساسی دارد و در تضاد اصولی است. پیشرفت اصولی جمهوری اسلامی بدون هماهنگی با قدرت های بزرگ ممکن نیست."»

روحانی در ادامه افکار نویسنده کتاب را به میرزا ابولحسن خان ایلچی تشبیه می کند و می گوید: «مساله رابطه با آمریکا در برابر چیزی که در این کتاب مطرح شده هیچ است، در حال حاضر کنار زدن خط امام و اصل اسلام مطرح است.» سپس  ترویج لیبرالیسم و کنار زدن و تحقیر مردم را به عنوان دستورالعمل های موجود در کتاب ذکر می کند. سید حمید روحانی می افزاید: «وقتی امام (ره) در سال 1342 مراجع وقت را در منزل آیت الله حائری جمع کرد، در حضورشان تاکید کرد که برای حفظ اسلام و مکتب اهل بیت (س) باید رژیم شاهنشاهی را سرنگون کرد. در آن جلسه آیت الله شریعتمداری به امام گفت با کدام قدرت این کار را بکنیم، آیا ما بمبی داریم که بر سر شاه بریزیم؟ امام در پاسخ فرمود ما ملت را داریم. امروز می گویند سیاست خارجی را باید از کف خیابان جمع کرد. مردم را در تاریکخانه نگهداشته اند. آقای ظریف در مجلس می گوید حتی اگر استیضاحم کنید، باز هم جزئیات مذاکرات را نمی گویم! مشاور رئیس جمهور می گوید مجلس در سطحی نیست که از مذاکرات مطلع شود! مرتبا ملت را تحقیر می کنند.»

یوسف اگر برادر داشت در چاه نمی افتاد

روحانی دوباره کتاب کذایی را باز می کند و این بار صفحه 130 آن را می خواند: «امروز در متون ادبیات جهانی شدن واژه استقلال منسوخ شده است. دوره، دوره ارتباطات است! نخبگان بعد از انقلاب اسلامی عموما شرایط جهان را نمی شناسند. باید از نخبگانی استفاده شود که بین الملل گرا باشند.» مجری در کلام روحانی می پرد و می گوید وقت تمام است. روحانی هم با تلخی و کمی عصبانیت می گوید :«اگر اینجور بود خب دعوت نمی کردید!».

برای حسن ختام گریزی می زند به مصاحبه مشاور حسن روحانی با سایت وابسته به محسن رضایی، جناب مشاور در این مصاحبه ویژگی های نخبگان موسوم به بین الملل گرا را این چنین فهرست کرده است: «قبلا هواپیما سوار شده باشند، سیر باشند، غذای خوب خورده باشند، زندگی متعارفی داشته باشند، فرهنگ غرب را درک کنند و ...». حمید روحانی اکبر ترکان را هم بی نصیب نمی گذارد و می گوید: «نتیجه همین افکار است که آن آقا می گوید ما فقط در صنعت قورمه سبزی و آبگوشت بزباش برتری داریم. این حرف دشمن است. رزم آراء هم می گفت ایرانی نمی تواند یک لولهنگ هم بسازد.»

حمید روحانی دلسوزانه حرف می زند، بر افروختگی چهره اش در حین سخنرانی نیز از همین ناحیه ناشی می شود. اما چه می شود کرد. روزگاری در این کشور مردی سکان دولت را بدست داشت که همه سلول هایش مرگ بر آمریکا می گفت، نوکر مردم بود و دستشان را می بوسید به صورت هر کس که ملتش را تحقیر می کرد سیلی میزد، از محافظ شخصی اش گرفته تا رئیس جمهور وحشی آمریکا، می گفت نظم عالم ظالمانه است و به جای همزیستی مسالمت آمیز با آمریکایی ها باید آن را در هم شکست، شعارش بود: «ما می توانیم»، از حجت ابن الحسن (عج) سخن می گفت و ... عده ای منحرفش نامیدند، یک نفر به نام حمید روحانی هم او را بت پرستنامید و دولتش را پلشت ترین دولت تاریخ انقلاب خواند. حواسمان نیست که دوره ای بر این کشور گذشت که حتی می شد رئیس جمهورش را «بت پرست» نامید. بزرگ این کشور اما آن مرد را زنده کننده گفتمان انقلاب نامیده بود، در آغاز و پایان کارش.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

افسوس های امام جمعه مشهد

برنامه بعدی پخش سخنرانی امام جمعه مشهد است. چرایی اش معلوم نیست اما آیت الله علم الهدی بدحجابی، کنسرت، ورزش زنان و ... را بی خیال شده و درباره استقلال و عزت ایران سخن می گوید: «تحقیری که در یک سال گذشته آمریکا علیه ایران انجام داد در طول 35 سال انجام نداد و تا این اندازه ما به ذلت نیفتاده بودیم که در این یک سال به ذلت افتاده‌ایم، در تحریم اقتصادی مردم ما بالاتر از زجر بچه‌های امام حسین زجر دیدند؟ در یک سال گذشته دشمنی‌ها و عداوت اضافه شد و در عین حال ما تحقیر شدیم زیرا پای میز مذاکره نشسته بودیم، اگر مردانه ایستاده بودیم دولتمردان آمریکا اینقدر ما را تحقیر نمی‌کردند. نتیجه کار ما در یک سال گذشته این بود که از آنچه وحشت داشتیم که از جریان انقلاب کوتاه بیاییم لطمه خوردیم و در دنیا تحقیر شدیم، این حداقل هزینه‌ای است که دادیم. آقایان می‌گویند نتیجه این بود که ایران هراسی را از بین بردیم ولی از بین نرفت و هنوز در مورد ساخت بمب هسته‌ای از سوی ایران سخن می‌گویند.» علم الهدی افسوس می خورد از آنچه طی یک سال گذشته بر سر استقلال، عزت و منافع ملی ایران گذشته است، با این وجود اشاره ای به این نمی کند که تنها تغییر رخ داده در کشور طی یک سال گذشته رفتن آن مرد و آمدن این متخصص امنیت ملی است.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

 

مردم؛ مرغ عزا و عروسی

آخرین قسمت برنامه برگزاری میزگرد با حضور احمد رهدار، جواد کریمی قدوسی، ابوالفضل ظهره وند و مهدی موسوی نژاد است. رهدار از مبانی انقلاب اسلامی و اهمیت تکیه بر مفاهیم تولید شده توسط امام (ره) به جای عاریت گرفتن مفاهیم از دنیای غرب می گوید و مقایسه ای می کند بین تجربه انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی. جواد کریمی قدوسی پس از خواندن متنی از روی نوشته، دو گمانه درباره مذاکرات محرمانه مسقط مطرح می کند: «عده ای می گویند به دلیل مواضع تند آمریکایی ها مذاکرات در مسقط به بن بست رسیده است. خبر دیگری که به دستمان رسیده این است که همه چیز برای توافق در سوم آذر آماده است و هر دو تیم آمادگی کامل دارند. همه چیز برای جشنی بزرگ در فردای سوم آذر آماده شده و احتمال دارد در مراسمی که مردم برای حضور در آن دعوت می شوند، رئیس جمهور طی سخنانی این جشن را جشن حل مشکلات ملت ایران با آمریکا بنامد. این طور که متوجه شدیم تیم مذاکره کننده بدش نمی آید از خطوط قرمز عبور کند و در جلسه ای مطرح شده که همین چیزی که آمریکایی ها درباره تحریم ها می گویند، مشکلات کشور را حل می کند و نیازی به پافشاری برای لغو یکجای تحریم ها نیست. در صورت توافق، اگر رهبر انقلاب مانند توافق ژنو رفتار کنند، معنیش این است که میوه هنوز نرسیده و هنوز فصل چیدن نیست و باید صبر کنیم. اما اگر مانند امام پیام (ره) فتح صادر کردند، معنایش پیروزی ملت ایران و رعایت خطوط قرمز است.» حداکثر خبر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران از مذاکرات هسته ای دو گمانه است که فقط 180 درجه با یک دیگر اختلاف دارند. ابوالفضل ظهره وند هم از پارادایم انقلاب اسلامی و غرب می گوید.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد

حسرت های مهدی موسوی نژاد هم در نوع خودش جالب است: «مگر مقام معظم رهبری نرمش قهرمانانه را در دولت یازدهم بلد شدند؟ قبل از آن نرمش قهرمانانه را نمی‌دانستند؟ چرا خواص باید طوری عمل کنند که مقام معظم رهبری نرمش قهرمانانه را مطرح کند؟ امیرالمومنین (ع) هم زمانی در جنگ به مالک اشتر دستور عقب‌نشینی داد به خاطر اینکه خواص همراهی نمی کردند. زمانی موسوی و کروبی و خاتمی کاری کردند که نمایندگان در مجلس علیه آنها شعار سر دادند ولی امروز به گونه‌ای است که اگر کار آنها را تقبیح کنیم بر ما خرده می‌گیرند، در این مسئله هم خواص و هم ملت مقصرند زیرا ملت باید از نمایندگان مطالبه کنند.» اینکه موسوی نژاد نمی داند یا شجاعت اعتراف ندارد دقیقا مشخص نیست، آنچه مسلم است اینکه وقتی محمود احمدی نژاد فتنه اکبر و بزرگترین خطر علیه انقلاب اسلامی نامیده می شود، باز شدن زبان فتنه گران و فراموشی حوادث سال 88 کمترین هزینه ای است که پرداخت می شود. گناه مردم چیست؟ جز این نیست که همیشه ابتکار عمل از آن کسی است که قدرت سیاسی را در دست دارد و افسوس و حسرت برای آنان که ابزارهای سیاسی شان را مفت و مجانی به شبهه ای می فروشند. وقتی قدرت سیاسی را فدای ظن و گمان کردیم، باید هم بترسیم از اینکه انقلاب را با جایش ببرند! و این در حالی است که نسیم اعتدال تا به امروز فقط بر دولت وزیده، نه مجلس شورا و مجلس خبرگان. همایش تمام شده و جمعی از حاضران دور موسوی نژاد را گرفته اند. کنار گوشش به آرامی می گویم جناب موسوی نژاد، حالا قدر احمدی نژاد را بدانید. سرش را به نشانه افسوس پایین می اندازد.

به اضافه افسوس، منهای ابتکار عمل/ مصائب دفاع از استقلال ایران در غیاب محمود احمدی نژاد


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری

ناگفته های انحلال هما / "چرچیل"، "تفنگچی" را سربرید

پنجشنبه 8 آبان 1393   10:44 ب.ظ

به هوش سیاسی برادر محترمی که روز گذشته در مصاحبه با روزنامه شرق بحث «نگرانی از به حاشیه رفتن» را مطرح کرد، هرگز نمره بالایی نداده ام. دیروز همان نمره تک را هم اصلاح کردم. از نظر اخلاقی هم تکلیف انتساب چنین اتهامی به دیگران روشن است. در هر صورت دیروز مدیر مسئول سایت نکات پرس به همراه دکتر عبدالرضا داوری در گفت و گویی دلسوزانه با روزنامه بسیجی، انقلابی، دوست و برادر موسوم به شرق مصاحبه کرده و به دولت بهار حمله ور شدند. درباره ماجرای انحلال مجتمع رسانه ای هما بنای ورود به جزئیات را نداشتیم. ترجیحمان این بود که برای حفظ آبرو و از بین نبردن آینده سیاسی برخی دوستان سابق و نیز به حداقل رساندن حواشی به کلیات بسنده کنیم. اکنون که برخی از دوستان سابق اصرار بر ورود به جزئیات و کذب خواندن انحلال هما دارند، بد نیست حداقل برای ثبت این تجربه سیاسی در حافظه تاریخی افکار عمومی که عادت به مشاهده وجه عمومی سیاست دارند و چندان با چهره خصوصی آن آشنا نیستند مطالبی بیان شود.

منهای یک، عشق است «رضا تفنگچی». من محمد حسین حیدری هستم. دبیر سیاسی سابق شبکه ایران معدوم و خبرنگار فعلی دولت بهار. دکتر عبدالرضا داوری با اینکه فقط 13 سال از من بزرگتر هستند و در جایگاه برادر بزرگتر قراردارند، "پسرم" صدایم می زنند. در محافل معروف است که نزدیک تر از من به عبدالرضا داوری نیست، برخی ها به کنایه می گویند آنقدر که فلانی از داوری دفاع کرده، خودش هم از خودش دفاع نکرده. در یک قلم بیش از 50 هزار کلمه سخنرانی، مصاحبه و مناظره از دکتر داوری پیاده کرده ام چرا که از حمالی رایگان برای هدف درخشانی که «رضا تفنگچی» مشغول خدمت به آن بود، با تمام وجود لذت می بردم؛ برای «رضا تفنگچی» روشنفکر لوطی نازی آبادی نه «رضا چرچیل» که هم نجاستی مثل «صلح نیوز» زیر مجموعه اوست و هم مهسا جزینی و مطهره شفیعی خبرنگاران روزنامه های شرق و آرمان از او خط می گیرند. «رضا تفنگچی» و «رضا چرچیل» دو قطب شخصیتی و دوسیمای متناقض عبدالرضا داوری بود که مدام میانشان در نوسان بود. 

صفر، برای مهار چرچیل. فروردین ماه امسال بود که روزنامه بسیجی و انقلابی شرق به نقل از یک منبع آگاه خبر تشکیل مجتمع رسانه ای هما را اعلام کرد. روزنامه را که باز کردیم متوجه شدیم نام دولت بهار و دیگر مجموعه های فعال احمدی نژادی به عنوان زیر مجموعه های هما اعلام شده است. در حالی که پیش از این هرگز نه نام هما را شنیده بودیم و نه کسی برای همکاری با این مجموعه از دولت بهار دعوت به عمل آورده بود. با این وجود از اطلاعات جزئی و درستی که درباره دولت بهار و فعالان احمدی نژادی به دست روزنامه شرق رسیده بود، متوجه شدیم منبع آگاه کسی نیست جز دکتر عبدالرضا داوری. فردایش اعتماد، آرمان و دیگر روزنامه های اصلاح طلب باز هم به نقل از یک منبع آگاه خبر تشکیل مجتمع هما را منتشر کردند.

عبدالرضا داوری آذرماه سال گذشته به همین روزنامه شرق گفته بود که رئیس جمهور بعدی قطعا کسی نیست جز محمد جواد ظریف و اصلاح طلبان 20 سال بر دولت حاکم خواهند بود. این مصاحبه احتمالا به صورت کاملا اتفاقی با ارسال رزومه به برخی از شخصیت های دولت حسن روحانی برای گرفتن پست در دولت یازدهم همزمان بود و معنای روشنی داشت. از یک سو به دلیل وجود روابط عاطفی با دکتر داوری و از سوی دیگر کراهت مشغول به کار شدن یک چهره رسانه ای حامی دولت قبل در دولت حسن روحانی، تمایلی به تحقق این اتفاق نداشتم. از دوستانی که توانایی تاثیر گذاری بر روند الحاق دکتر داوری به دولت یازدهم را داشتند تقاضا کردم هر کاری می توانند انجام دهند. نمی دانم نصایح دوستان کارگر افتاد یا محمد رضا صادق دکتر داوری را تحویل نگرفت. در هر صورت این روند ناکام ماند و داوری در دولت پست نگرفت. این ماجرا دو یادگاری در ذهن دوستان به جا گذاشت: یک، دکتر داوری لق است. دو، دکتر داوری نیازمند توجه، مهار و مدیریت شدن است. جالب اینکه همین دکتر داوری که ظریف را رئیس جمهور بعدی اعلام کرده بود، چندی بعد 3 قسم جلاله خورد که حسن روحانی 1110 روز دیگر دولت را به «دکتر ما» تحویل خواهد داد. «رضا چرچیل» در ادامه حتی اسامی کابینه دوازدهم را هم منتشر کرد، این بار اما بدون نام رئیس جمهور.

با چنین ذهنیتی در برابر دعوت نامه نه چندان محترمانه دکتر داوری برای همکاری با هما قرار گرفته بودیم. طبیعتا یا باید اطلاعیه ای صادر و همکاری مان با هما را تکذیب می کردیم یا وارد همکاری می شدیم. به حکم اطلاع از لق بودن دکتر داوری و احتیاج وی به مدیریت و مهار برای حضور در خط مستقیم، همکاری را پذیرفتیم. در این صورت اگر دکتر داوری و مجموعه ای که با پروپاگاندای رسانه ای روزنامه های اصلاح طلب به شهرت رسیده بود، در مسیر دست عمل می کرد، که چه بهتر و اگر وجود برخی ضعف نفس ها آن هم در شرایط خطیر سیاسی معضلاتی را پدید می آورد، اصلاح از درون ممکن می شد.

بر اساس قول هایی که دکتر داوری به ما اعلام کردند هما می بایست به مثابه یک تحریریه بزرگ رسانه ای دیده ای شود که با استفاده از ظرفیت های خبرنگاران، وبلاگ نویسان و فعالان شبکه های اجتماعی که همه داوطلب هستند از عملکرد دولت دهم دفاع کند. همین و نه چیزی بیشتر.

یک، رسوایی صلح نیوز.  سایت خبری صلح نیوز معرف حضور همگان است. رذالت این سایت خبری تا بدانجا بود که اخباری نظیر آبستن شدن دختر فلان شخصیت سیاسی از پدرش را منتشر کرد. یکی از گردانندگان این سایت خبری در خبرگزاری ایرنا، روزنامه گسترش صنعت و روزنامه شهروند که دکتر داوری در آن ها به ترتیب معاون خبر، مدیر مسئول و مدیر مسئول بود، به عنوان خبرنگار، سردبیر و دبیر تحریریه مشغول به کار بود و همواره به عنوان نفر دوم عبدالرضا داوری شناخته می شد. سایت صلح نیوز در تابستان 92 راه اندازی شد و پس از مدت کوتاهی شروع به هتاکی های بسیار شنیع و در عین حال پیش پا افتاده و احمقانه به رئیس جمهور سابق کرد. با آغاز این روند دکتر عبدالرضا داوری از صلح نیوز و دوست نزدیکش اعلام برائت کرد. دکتر داوری حملات صلح نیوز به خودش را که بسیار هم زیاد بود به عنوان سند جدایی اش از مدیر صلح نیوز ذکر می کرد. به حکم اعتماد به حرف برادر مسلمان بسیاری از دوستانی که در تردید بودند سخن دکتر داوری را پذیرفتند. حتی شخصا در دفاع از دکتر داوری با بسیاری از دوستانی که صرفا به خاطر سابقه رفاقت این دو یا برخی مشکلات شخصی بدون هیچ قرینه قابل قبولی اتهام همکاری با صلح نیوز را به دکتر داوری وارد می کردند وارد بحث شدم. در عین حال در ورای حملات صلح نیوز به دکتر داوری می دیدیم که همکار سابق «رضا چرچیل» وی را «مشاور رسانه ای رئیس جمهور سابق» می نامد؛ عبارتی که به مثابه تکه ای طلا وسط کلوخ های پرتاب شده از جانب صلح نیوز جاگذاری می شد. 

تابستان گذشته در یکی از جلسات هفتگی هما مسئولان کمیته های این مجتمع رسانه ای مشخص شدند و یک «مو سپید کرده دوست داشتنی» به عنوان قائم مقام دکتر داوری معرفی شد. کمتر از 15 ساعت بعد از جلسه اسامی کمیته های هما روی خروجی سایت صلح نیوز قرار گرفت. صلح نیوز نوشت که در آخرین جلسه این افراد مسئول کمیته های هما شده اند و مهمتر از آن عبدالرضا داوری از ریاست این مجتمع برکنار شده و اعضا به اتفاق آرا آن «مو سپید کرده دوست داشتنی» را به ریاست هما برگزیده اند. طنز تلخ ماجرا اینجا بود صبح روز جلسه از دادسرا برای دکتر داوری احضاریه رفته بود. در واقع سپر گوشتی با کمک یار غار «رضا چرچیل» تشکیل شده بود تا گزندی به حضرتش نرسد. برخی از همکاران هما باوجود حیرت و تاسف و نگرانی بسیار زیاد به دلیل روابط عاطفی و شخصی هنوز هم باور نمی کردند که کانال رسیدن اطلاعات به صلح نیوز همان «رضا چرچیل» است. اما گاف «چرچیل» در درز اطلاعات به یک رسوایی تبدیل شد و همه چیز لو رفت. در میان اسامی که صلح نیوز به عنوان مسئولان کمیته های هما معرفی کرده بود نام سه خانم هم وجود داشت. سه خانمی که هرگز در جلسات هما شرکت نکرده بودند. «رضا چرچیل» پیش از این به اینجانب گفته بود هما بیش از حد مردانه است و چند خانم باید به هما اضافه شوند. اسامی خانم های مدعو به من منتقل شد. تا اینجای کار فقط من و دکتر داوری از دعوت خانم ها اطلاع داشتیم اما نفر سومی هم اضافه شد. از حامد درودیان، مدیر مسئول فعلی روزنامه هما که پیش از این حتی در جلسات خصوصی هم اجازه گرفتن عکس یادگاری از چهره اش را نمی داد، پرسیدم آیا با توجه به ابعاد اتاق امکان دعوت از خانم ها هست که این مساله را رد کرد و دعوت ها ساعتی قبل از جلسه منتفی شد. حامد درودیان مطلع سوم بود. 

به زودی جلسه ای برای کشف علت درز اخبار هما تشکیل شد. «رضا چرچیل» معتقد بود پای شنود در کار است؛ مساله ای که پوزخندهای صریح حاضران در جلسه را در پی داشت. اجازه ادامه این استدلال مضحک را ندادم. گفتم عامل انتشار اخبار جلسات هما در صلح نیوز فقط 3 نفر می توانند باشد. همان سه نفری که از دعوت آن سه بانو خبر داشتند؛ یعنی اینجانب، مدیرمسئول فعلی هما و «رضا چرچیل». می ماند کشف انگیزه عامل انتشار خبر که به لطف احضاریه دادسرا کار سختی نبود. چرچیل در گل ماند. حتی مدیر مسئول امروز روزنامه هما هم صحه گذاشت. ساعاتی بعد اسامی خانم ها از خبر صلح نیوز پاک شد اما دیگر خیلی دیر شده بود.

«مو سپید کرده دوست داشتنی» از همه عصبانی و نگران تر بود. ظاهرا باید برای عصبانیت «مو سپید کرده دوست داشتنی» چاره ای اندیشیده می شد. پس از طرف صلح نیوز با وی تماس گرفته و تاکید شد که نگران نباشد و با صلح نیوز همکاری کند. همه این ماجرا ها توسط «مو سپید کرده دوست داشتنی» به اطلاع «آنکه باید» رسید. «مو سپید کرده دوست داشتنی» همراه با توصیه های «آنکه باید» در معیت حامد درودیان در جلسه ای خواستار جمع شدن این فتنه شد. به او گفته شد که فقط میوه رسیده را باید چید و باید منتظر موعد مقتضی شد.

اما شواهد درباره همکاری چرچیل با صلح نیوز به همین مورد محدود نمی شد. «رضا چرچیل» پس از ماجرایی که شرح آن رفت، چندبار "ارسال خبر دولت بهار" را با "ارسال خبر صلح نیوز" اشتباه گرفت. نمونه دیگر، ماجرای نقل مکان داوری به توئیتر است. او مدعی بود که حساب کاربری فیسبوکش را «مارک زاکربرگ» از بین برده، در حالی که خودش دی اکتیو کرده بود. او بدون اینکه کسی بداند یا جایی اعلام کند، شبانه به توئیتر اسباب کشی کرد. چرچیل در همیت اثنا در تماس با اینجانب خواستار انتشار خبر رویت هوشنگ امیر احمدی موسوم به دلال روابط ایران و آمریکا در هتل استقلال توسط دولت بهار شد و تاکید کرد که مساله بسیار مهمی است و خبر اختصاصی است. به او گفته شد در شرایطی که رئیس جمهوری اسلامی ایران با باراک اوباما تلفنی صحبت می کند و وزیر خارجه ده ها دیدار با جان کری برگزار کرده، انتشار این قبیل اخبار مایه مضحکه است. با این وجود ساعتی نگذشت که سایت صلح نیوز به نقل از توئیتر عبدالرضا داوری ماجرای بازگشت هوشنگ امیر احمدی به کشور را منتشر کرد. برای اینکه دکتر داوری را متهم به همکاری با صلح نیوز نکنم ناگزیر از انتخاب میان این دو گزینه بودم: 1- صلح نیوز در شبکه های اجتماعی به دکتر داوری جی پی اس نصب کرده و هر کجا وی حساب کاربری باز می کند مطلع می شود. 2- اداره کنندگان صلح نیوز عارفانی واصل هستند که قدرت کشف و شهود دارد. با این وجود هنوز یک جای کار می لنگید. متن توئیت داوری به زبان انگلیسی منتشر شده بود و مدیر صلح نیوز ترجمه انگلیسی نمی دانست.

یک و نیم، معمای شرف. نام یکی از خانم های مدعو که شرحشان رفت در خبر تکذیب انحلال هما توسط دکتر داوری در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا وابسته به علیرضا محجوب آمده است. شخص مذکور اساسا هرگز هیچ ارتباطی با این مجموعه نداشته و از جمله افرادی بوده که هیچ علاقه ای به همکاری با هما نداشته است! حیران مانده ام تنظیم کننده خبر اسامی کمیته های هما (که در صلح نیوز منتشر شد) و خبر تکذیب انحلال هما (که در ایلنا و آرمان منتشر شد) و فرد واحدی هم هست، چه پدر کشتگی با این بنده خدا دارد. 

دو، به مثابه خیانت. حتی یک کودک هم می داند در شرایطی که رئیس جمهور سابق استراتژی سکوت را در پیش گرفته انتشار لیست کابینه دوازدهم چه معنایی دارد چه رسد به داوری با پیشینه ای چون عضویت در سرویس سیاسی کیهان، معاونت خبر ایسنا و ایرنا و مدیر مسئولی روزنامه های گسترش صنعت و شهروند و نیز انجام ده ها مصاحبه مطول با روزنامه ها و خبرگزاری ها به عنوان چهره رسانه ای حامی دولت دهم. عبدالرضا داوری پس از انتشار فهرست کابینه دوازدهم در توئیتر خواستار انتشار آن در دولت بهار شد. دولت بهار در این خیانت شریک نشد و تبعات آن را به جناب دکتر داوری یادآور شد. انتشار فهرست کابینه دوازدهم توسط داوری دست مایه لازم را برای گزارش «دولت درسایه» مطهره شفیعی در روزنامه آرمان فراهم کرد. نکته اصلی اینجا بود که کسی فهرست کابینه دوازدهم را 3 سال پیش از موعد برگزاری انتخابات اعلام کرد که پیش از این n بار در مصاحبه هایش تاکید کرده بود که احمدی نژاد دیگر اراد معطوف به قدرت ندارد و به حاکمیت باز نمی گردد!

انتشار خبر کابینه دوازدهم نقطه اوج تبدیل شدن هما و داوری به ابزاری در دست رسانه های اصلاح طلب علی الخصوص ارگان روابط عمومی خانواده هاشمی رفسنجانی بود. پیش از آن محمد محمدی بی تجربه در مصاحبه ای که با اصرار و فشار دکتر داوری به عنوان مسئول فرهنگی هما با سایت بنفش تدبیر خبر انجام داده بود، از راه اندازی رادیو هما خبر داد! از همه جالبتر اینکه محمد محمدی به تدبیر خبر گفته بود به هما مبالغ هنگفتی سرریز می شود اما ما قبول نمی کنیم! جنجال رادیو هما دست مایه دیگری بود برای در هم شکستن استراتژی سکوت رئیس جمهور سابق توسط روزنامه های دوم خردادی و بنفش که حتی واکنش عزت الله ضرغامی را هم برانگیخت.

سلسله خیانت ها برای نابود کردن استراتژی سکوت رئیس جمهور سابق با انتشار خبر آغاز به کار قریب الوقوع روزنامه اینترنتی هما توسط روزنامه اعتماد تکمیل شد. اعضای هما از صدر تا ذیل از طریق روزنامه اعتماد از این خبر مطلع شدند در حالی که هرگز برای چنین اقدامی در شورای مرکزی بحثی صورت نگرفته بود. روز بعد این روزنامه آرمان وابسته به محسن هاشمی رفسنجانی بود که با حامد درودیان به عنوان مدیرمسئول روزنامه اینترنتی هما مصاحبه کرد. قطع رپرتاژ آگهی که روزنامه آرمان برای روزنامه اینترنتی داوری رفته بود، کمتر از 50 میلیون تومان نمی ارزید. درودیان در تماس تلفنی علت انجام این مصاحبه را «گول خوردن» و «ماندن در رودربایستی دکتر داوری» اعلام می کند. روزنامه اینترنتی هما سرانجام نیمه شب منتشر شد در حالی که تصویر مهندس اسفندیار رحیم مشایی را با تیتر "دوستی با مردم اسرائیل" روی جلد برده بود. روزنامه هما مصاحبه 4 سال قبل مهندس مشایی با خبرگزاری ایرنا را با روتیتر "مواجهه تاریخی هما با مهندس مشایی" منتشر کرد. فردا باز هم این روزنامه خانواده هاشمی رفسنجانی و مطهره شفیعی بود که توپ را وارد دروازه عدالتخواهان می کرد. در شرایطی که مهندس مشایی از فعالیت های سیاسی کناره گیری کرده است، برای اولین بار از زمان پایان دولت دهم تصویر مهندس مشایی روی جلد یک روزنامه رفت. «مشایی برگشت». احمدی نژاد و مشایی هر دو در حال اشاره به تصویر عالیجنابی هستند که کرسی خبرگان را اراده کرده است.

سه، شورای مرکزی. هما حزب نیست. هیچ شاکله حقوقی ندارد. یک برند است. هما یک مجتمع رسانه ای مبتنی بر اعتماد میان فردیِ مجموعه از واحد های انسانی است. اینکه هیات اداره کننده هما که همان شرکت کنندگان در جلسات هفتگی هستند «شورای مرکزی» نام گرفته اند ناشی از این است که واژه جایگزین دیگری برای رساندن موضوع یافت نمی شود. تعداد شرکت کنندگان در جلسات هما بین 3 تا 20 نفر تلورانس داشته است. تصمیم اکثریت اعلام انحلال مجموعه ای است که بر خلاف اهداف اولیه خود به ابزار در هم شکستن استراتژی رئیس جمهور سابق تبدیل شده است. طبیعی است که ممکن است چند نفر نظر مخالف داشته باشند. برای تعیین رئیس یک مجموعه باید مجمع عمومی تشکیل شود، این مجمع سپس شورای مرکزی را تعیین کنند و شورای مرکزی رئیس را برگزیند. هیچ یک از این اتفاقات اساسا محقق نشده است. در این صورت خبرگزاری نزدیک به علی ربیعی چه چیزی را به نقل از عبدالرضا داوری تکذیب می کند؟

چهار، صدای پول خرد. عنوان هواداران رئیس جمهور سابق، مقدس است. این عنوان نباید به مثابه مشتی پول خرد در جیب یک نفر خرج شود آن هم در جهت ضربه زدن به رئیس جمهور سابق. هما، قلوب میلیون ها هوادار پاکباخته رئیس جمهور سابق است. ثبت نام هما در ابتدا قرار بود توسط سایتی به نام هما بوک یا نظیر آن انجام شود اما از آنجایی که معلوم نبود اطلاعات هزاران ثبت نام کننده به زودی توسط کدام صلح نیوز جدید افشا می شود، دولت بهار با پیشدستی این اقدام را انجام داد و از اطلاعات ثبت نام کنندگان در حد توانش حراست کرد. بدیهی است فردی که در شرایط سکوت رئیس جمهور سابق اقدام به انتشار فهرست کابینه دوازدهم می کند، می تواند در موعد انتخابات مجلس فهرست های دیگری را نیز منتشر کند. 

پنج، دوستان پاک. چند نفری که امروز مشغول همکاری با روزنامه اینترنتی دکتر داوری هستند، از بهترین دوستان من هستند و از پلیدی و ناپاکی مبرا. صورت مساله فقط یک چیز بود: «تبدیل شدن هما به ابزاری برای در هم شکستن استراتژی رئیس جمهور سابق آن هم به دلیل چرچیل بازی های یک نفر». متاسفانه ماه ها نقد و نصیحت کارگر نیفتاد و راهی جز انحلال وجود نداشت. اگر سر سازش با خیانت به استراتژی سکوت، آن هم با همدستی روزنامه هاشمی رفسنجانی داشتیم، امروز هیچ مشکلی وجود نداشت. محمد محمدی عزیز، کارگردان خوش ذوق و آینده دار تئاتر است. محمد یک احمدی نژادی مخلص و یک کارشناس قابل در حوزه فرهنگ علی الالخصوص سینما و نمایش است. برادر عزیزم طی یادداشتی دولت بهار را دروغگو نامیده است. قبلا به محمد عزیز وقتی علت عدم انتشار دو یادداشتش را جویا شد عرض کردم که سرشت او فرهنگی است نه سیاسی و نمی تواند و نباید در این وادی بنویسد. اساسا کسی که به سایت خبری دشمن می گوید «به هما مبالغ هنگفت پیشنهاد می شود» قاموسش سیاسی نیست و امروز هم از او توقعی ندارم که متوجه کنه ماجرا شود. برای جلوگیری از خیانت نمی توان تا ابد منتظر ماند تا بلکه آثار روابط عاطفی و تعارفات بین فردی زائل شود و سپس عمل کرد. هما چیزی جز دولت بهار نبود و من مسئول کمیته رسانه ای هما بودم. کسی که در مصاحبه با روزنامه کارگزاران از «ترس از به حاشیه رفتن سخن دولت بهار سخن گفته» فراموش کرده که رئیس شورای سیاست گذاری روزنامه اینترنتی هما همان کسی است که بیش از یک ماه نتوانست آیین نیوزش را سرپا نگهدارد، با نقض حریم شناخته شده یک مقام عالی رتبه خبری را به نقل از ایشان منتشر کرد که فیلترینگ آیین نیوز و بازداشتش را در پی داشت. روزنامه اینترنتی چنین فردی ترسناک است آن هم از جنس به حاشیه رفتن؟! اگر می خواستیم همان روزنامه اینترنتی را هم اداره می کردیم اما چنین اراده ای وجود نداشت.

شش، شمشیر از درون. آنچه گفته شد می تواند خوانندگان را با شمه ای از وجه خصوصی سیاست و سیمای ناپیدای آن آشنا کند، این دستمایه ای است برای اینکه تصور و تخمین ابعاد کلان چهره خصوصی سیاست ممکن شود. حیات حرفه ای سالم و پاک در وجه خصوصی سیاست و نه به عنوان مخاطب وجه عمومی آن، کاری است مشکل. عمل به تکلیف و درگیر نشدن در تعارفات و روابط عاطفی و حرف و حدیث ها دشوار است و تلخ. همیشه چرخش شمشیر از درون یک مجموعه موثرتر است و نیروی درونی بهترین مصلح. آنچه گفته شد به معنای زیر سوال بردن خدمات گذشته افراد نیست. همچنان که در گذشته در حمایت از دکتر داوری حال فعلی او و دفاعش از دولت دهم مد نظر قرار گرفت نه شایعه عضویتش در ستاد هاشمی رفسنجانی و قالیباف. سکوت یا خوابیدن در میانه لحاف برایمان ممکن بود اما قبل از بزرگتر شدن معضل باید چاره اندیشی می شد. از اینکه اعصاب دوستانمان خرد و نگران شده اند متاسفیم اما اوضاع می توانست از این هم بدتر باشد. 

دلم برای «رضا تفنگچی» تنگ می شود.


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری